نگاه زخمی
Wednesday, 2 October 2013، 11:58 PM
برای حضرت ابوالفضل «ع»
آب را آزاد کن از پنجهی زنجیرها
از نگاه زخمی و آشفتهی شمشیرها
از کنار بهت قرآنهای روی نیزه و ...
از لب صفینیان و حیرت ِ تکبیرها
مرهمی بگذار روی زخم ِ باز آسمان
دستمالی خیس ، بر پیشانی ِ تقدیرها
شاید این ساحل زمانی خواب قحطی دیده است
خشک سالی می چکد از گونهی تعبیرها
دستهای مرد دریابان به کام کوسه ها...
شاه ماهیها اسیر چنگ ماهیگیرها....
کوزهی افتاده دنیا را به دوشش میبرد
خورده اند این بار هم بر سنگ ِ حسرت ، تیرها
در مذاق غنچهها تلخ است از داغ لبت
شیر گنجشکان باغ و شیره ی انجیرها
13/10/02