شعر خوانی «حسنا محمدزاده» در همایش «هر چه فریاد»
غزل «پرچم تکان می داد آرام، جغرافیای بادها را»
با توجه به ایام محرم و صفر و ماههای عزاداری سیدالشهدا که در آن قرار داریم، پایگاه خبری تارنا در اقدامی به مصاحبه و گفتگو با شاعران آیینی سرای کشور میپردازد. در واپسین روز اربعین حسینی به سراغ حسنا محمدزاده مولف مجموعه های سر به مهر، جوهر جان، زیر هر واژه آتشفشان است، قفس تنگی و... رفتیم تا از شعر آیینی بیشتر بدانیم.
از کی سرودن شعر آیینی را شروع کردید؟
سرودن شعر آیینی را از سال هفتاد و شش و از دورانی که در مقطع راهنمایی تحصیل می کردم شروع کردهام؛ اما شعرهای آن روزها در سررسید یادداشتهای شخصیام بایگانی شدند و از خلوت خانوادگیمان فراتر نرفتند. می توانم بگویم که برای اولین بار سرودن شعر مذهبی را در سال هشتاد و دو شروع کردم.
چرا شعر آیینی را انتخاب کردید؟
بعد از خواندن کتابی تحت عنوان «کشتی پهلو گرفته» نوشته ی «سید مهدی شجاعی» که هدیه ای از طرف پدرم بود و البته تحت تاثیر حال و هوای ایام فاطمیه ی آن روزها، شعری را با همین محتوا نوشتم؛ وقتی آن شعر مورد تشویق اطرافیانم قرار گرفت، شعرهای بعدی سروده و مطالعاتم بیشتر شد. مسلماً از همان ابتدا تصمیم به مطالعه و انگیزهی سرودن شعر مذهبی ارادی بوده است؛ اما فقط این کافی نیست.
از سر ارادتی که به این آستان دارم و علاقهام نسبت به فعالیت در این حوزه، اگر به خواست خودم باشد همیشه شعر مذهبی را انتخاب می کنم. معتقدم که تا عنایت اهل بیت نباشد نمیتوان حتی یک بیت سرود؛ چه برسد به یک شعر. بارها شده که در مناسبتی خاص مثلا ایام محرم قصد سرودن داشتهام اما دریغ ازحتی یک مصرع. روزهایی بوده که در حال و هوای سرودن نبودهام اما شعرهای خوبی خلق شدهاند.
تعریفتان از شعر آیینی چیست ؟
میتوان گفت شعر آیینی به مفهوم عام کلمه، شعری است که در آن رسم و رسوم و آداب و سنن و آیین قومی و ملی بازتاب داده میشود که یکی از زیر شاخه های آن مضامین و مسائل دینی و مذهبی ست. اما میبینیم که از اصطلاح شعر آیینی معمولا برای شعر مذهبی و شعر شیعی که دامنهاش ائمهی اطهار (علیهم السلام) است و مرکز ثقل آن دو موضوع انتظار و عاشورا است استفاده میشود؛ یعنی ما دامنهی شعر آیینی را محدود کردهایم و آن را به عنوان شعرمذهبی که تنها بازتاب دهندهی ارزشهای دینیمان است، میشناسیم؛ در حالی که میتوان گفت شعر انقلاب هم یکی از زیر شاخههای شعر آیینی ست. همینطور اشعاری که در حوزهی دفاع مقدس و جنگ سروده شدهاند هم آیینیاند؛ چه بسا که در بسیاری از شاهکارهای شعر دفاع مقدس، با نمادها و سمبلهایی روبرو میشویم که اسوههای قیام امام حسین (ع) هستند؛ تا آنجا که در برخی از اشعار با برجسته کردن این اسوهها، رزمندهها را به حضور در جبهه ها و پیروی از سیرهی عملی عاشوراییان تشویق میکردهاند.
به نظر شما شعر آیینی ما چهقدر قابلیت شناساندن مفاهیم مذهبی را به همهی ادیان و ملتها دارد ؟
شعربا تمام ظرفیتها وظرایف و قدرت نفوذی که در قلب و جان مخاطب دارد میتواند تاثیرگذارتر از هر هنر دیگری باشد.
شعر مذهبی ما وقتی چنین قابلیتی را پیدا میکند که از مرحلهی مدح و مرثیهی صرف خارج شده و به محتوا و درون مایه بیشتر بپردازد، تا بتواند تصویری روشن و زلال از آموزههای دینی واخلاقی اهل بیت باشد و در نهایت به پیامی ارزشمند در این زمینه برسد؛ که البته این مهم، مستلزم مطالعه و تحقیق در متون و کتابهای موثق دینی است و شاعر نمیتواند با اکتفا به دانستهها و شنیدههایش که مشخص نیست تا چه اندازه دستخوش تحریف بوده اند به سرودن بپردازد و در نهایت به شعری برسد که آیینهای از اسلام ناب باشد.
هستند شاعرانی که با تحقیق و تفحص و وسواس در این زمینه شعر میسرایند و اشعارشان قابل تأمل است؛ اما با توجه به اکثریت سروده ها ،می تواند گفت شعرها هنوز به آن مرحلهای نرسیدهاند که قابلیت شناساندن مفاهیم اصیل دینی را داشته باشد.
در واقع اکثریت ما در صورت قضیه ماندهایم و به سیرت آن بی توجهیم؛ یعنی از سیره ی عملی پیشوایانمان غافل شدهایم.
وقتی ما تلاش کنیم که مدح بگوییم و به مرثیه بپردازیم، آن هم به شکلی که بتوانیم دیگران را به گریه بیندازیم و به عبارت دیگر در مرحله محبت، متوقف شویم و به معرفت دینی نرسیم خواه ناخواه شعر با تحریفات و خرافات و بیانگر مسائلی غیرمستند و غیرواقعی آمیخته می شود؛ چرا که تلاش میکنیم شعری بگوییم که در مجالس خوانده شود؛ مداحان دم بگیرند و شورآفرینی بکنند؛ طبیعتاَ شعور دینی در حاشیه قرار میگیرد و خیلی از کاستیها و آفتها و تهدیدها از همین ناحیه متوجه شعر میشود.
به نظرتان شاعر تا چه اندازه اجازه ی اغراق در شعرش را دارد ؟
میدانید که اغراق یکی از آرایههای ادبی است که باعث خیالانگیز شدن بیشتر شعر میشود و شاید مهمترین عاملی که تاثیر جادویی به سخن میدهد همین بزرگنمایی است که مهمترین آرایه در شعرهای حماسی است.
در حوزهی عاشورا توجه به بعد حماسی آن است؛ پس چه اشکال دارد که شاعر اغراقهایی هم در شعرش داشته باشد؟ اما این اغراق تا جایی قابل توجیه است که به اصل محتوا لطمهای وارد نکند و به آن چیزی نیفزاید یا از آن چیزی نکاهد. ما نمیتوانیم به بهانه ی تاثیر کلام، قیام سیدالشهدا را تا حد اسطوره بالا ببریم چرا که اسطوره آمیزهای از تاریخ و واقعیت و افسانه است اما شهادت امام حسین و یارانش واقعیت محض است. مثلا اگر اغراق کنیم و بگوییم حضرت ابوالفضل به جای مشک دریا را به دندان گرفته بود به اصل ماجرا لطمهای نمی خورد اما در وصف رشادتها و حماسهآفرینیهای حضرت ابوالفضل آیا میتوانیم اغراق را تا آنجا پیش ببریم که بگوییم تمام سپاه عمر سعد را یک تنه شکست داد و با دست پر به خیمهها برگشت؟
در مورد حادثه ای مثل عاشورا که شاعران درباره ی آن زیاد سروده اند فکر می کنید چرا هنوز شعر ها به تکرار نرسیده اند؟
عاشورا، جایگاه عظیمی در تاریخ اسلام دارد. از هر جنبهای به حادثهی عاشورا بنگریم عمیقترین و ارزشمندترین مفاهیم را در خود گنجانده است؛ از جنبهی عرفان، عشق، شهادت، نهایت بندگی و احیاء دین تا حماسه. اما بدون توجه به بعد عرفانی شخصیت امام حسین نمیتوان حماسه خونین کربلا را فهمید. عرفا از هر دین و مسلک و مذهبی، امام حسین را به عنوان قطب عرفان مورد توجه قرار دادهاند؛ بعد الهی و عرفانی امام حسین در تک تک جملاتی که در سفر از مدینه و مکه به کربلا فرموده و گفتگوهایی که با دشمن یا یاران خود داشتهاند، مشخص است اما بالاتر از اینها آن چیزی است که در عمل نشان دادهاند؛ آن هم عشق و محبت به خدا و دلدادگی و سرسپردگی و در یک کلام بندگی است.
حُبی که امام حسین در دل دارد و آنچه در مناجات عرفه بیان میکند، در حادثه کربلا به نمایش می گذارد و توکل به خدا و تسلیم در مقابل اراده و مشیت پروردگار را به زیباترین شکل ممکن و در اوج خود در صحنه عاشورا نشان میدهد.
راضی بودن به قضای الهی در عمل امام حسین و در سخنانش میدرخشد. اینها مسائل کوچکی نیستند که با چند سروده به تکرار برسند؛ بلکه معتقدم از گذشته تا به حال و از حال تا قیامت هر چه از آن سرودهایم و بسراییم قطرهای از آن دریای بیکران را هم به تصویر نکشیدهایم.
نظرتان در مورد ریتمیک کردن شعر عاشورایی و گذاشتن ملودی های شاد و به گوش مخاطب آشنا روی شعرهای عاشورایی مخصوصا در حوزه ی شعر هیات چیست ؟
شعر هیات در واقع شاخهای از شعرمذهبی است. عنوانش جدید است اما از نظر مضمون و محتوا همان نوحهها و مراثی است؛ از زمانی که عزاداریهای حسینی قوام گرفته، بر سر زبان ها بوده است و مردم برای برپا کردن علم عزاداری در میادین و مساجد و دستهجات از آن استفاده می کردهاند. در شعر هیئت زبان شاعر باید به زبان مردم نزدیکتر شود؛ با زبان مردم کوچه و بازار انس و الفت بیشتری داشته باشد تا در دستهجات سینهزنی و مجالس دم گرفته شود و گستردگی پیدا کند.
شاعرانی هم که شعر هیئت میگویند، سعی میکنند با مولفههایی که مورد پسند مردم است، شعر بگویند که این مساله به خودی خود بد نیست اما در جامعه به دلیل پایین آمدن سطح و شان برخی مدحها و ورود همه افراد با هر سطح مطالعه و سواد مذهبی به صنف مداحی، این روزها شاهد بروز برخی مداحیها با ریتم و آهنگ موسیقیهای پاپ مجاز و غیرمجاز هستیم.
در کنار این سبکهای سخیف میبینیم که مداحان به بهانه گریه گرفتن از مردم داستانهایی را روایت میکنند که در هیچ مقتلی نمیتوان آن را پیدا کرد.
گاهی هم فلسفه شهادت امام حسین نادیده گرفته شده و بیشتر به چشم و ابروی اباعبدالله وحضرت عباس پرداخته می شود با رویه فعلی که در پیش است و نفوذ بالا و سریع تکنولوژی و شبکه های اجتماعی و سطح دسترسی مردم، متاسفانه داریم به سمت بی هویتی عزاداری پیش میرویم.
داشتن ریتم و آهنگ در یک نوای مداحی امری طبیعی است اما به روز کردن آن به هر قیمتی سبب توهین به شأن عزاداری و سوژه ای برای تمسخر مخالفین شعائر مذهبی و دینی شده است.
مدت زمان: 3 دقیقه 23 ثانیه
برای دانلود روی عکس کلیک کنید.
این شعر را می توانید در ادامه مطلب بخوانید :
خبرگزاری فارس: چه خوب است بتوانیم شعر جنگ را جهانی کنیم تا به شعر مقاومت تبدیل شود. چرا که شاعر در شعر مقاومت دنبال زبانی برای گفت و گو با همه ی مردم جهان است که طعم جنگ را چشیده و پایداری را تجربه کرده اند.
یه گزارش خبرنگار ادبیات انقلاب اسلامی؛ با «حسنا محمدزاده» شاعره جوان کاشانی درباره مشفق کاشانی، شعز مقاومت و شعر آیینی، و همچنین کتب اشعارش به گفت و گو نشستیم.
فارس: سرکار خانم محمدزاده! قبل از این که مصاحبه انجام شود شما درباره ی منش و شعر استاد مشفق کاشانی صحبت فرمودید. اگر صلاح بدانید با چند کلامی از شما راجع به استاد مشفق مصاحبه را آغاز کنیم؟
استاد مشفق کاشانی را به عنوان شاعری با دغدغه های دینی می شناسیم. ایشان در سال 1304 در کاشان دیده به جهان گشوده اند و در دومین همایش چهره های ماندگار در سال 1381 به عنوان چهره ماندگار در عرصه شعر و ادب برگزیده شده اند.
فارس: چقدر با فضای شعر مشفق کاشانی آشنا هستید؟
از مجموعه های ایشان می توانیم به (صلای غم ، هفت بند التهاب ، نقشبندان غزل ، انوار پانزده خرداد ، خلوت انس ، آیینه خیال و ...) اشاره کنیم.
شنیده ام که مجموعه ی " صلای غم" را که تضمینی زیبا از 12 بند محتشم کاشانی است، در 19 سالگی به دنبال شفا گرفتن از یک بیماری در کاشان سروده اند.
ایشان یکی از شاعران تاثیرگذار در ادبیات معاصر کشورمان محسوب می شوند که در بیشتر قالبهای شعر طبع آزمایی کرده و به غزل بیش از قالبهای دیگر پرداخته اند.
مجموعه ای هم با تلاش استاد بیگی حبیب آبادی در قالب مصاحبه تنظیم شده است که در این کتاب به زندگی ادبی و هنری استاد مشفق کاشانی با توجه به روایتهایی که خود از گذشته داشته اند پرداخته شده است.
خاطراتی از ایشان و مرحوم سهراب سپری در مجموعه ی دو جلدی خلوت انس که ظاهرا جلد سوم آن نیز در دست انتشار است موجود می باشد. جایی خواندم که در مورد مرحوم سهراب سپهری نوشته اند:
«سهراب در خیلی از اشعارش دردهای خودش را منعکس می کند. علاوه بر این رگه هایی از عرفان هم در شعرش است. عرفانی که از مولوی و سنایی و عطار گرفته است. آنچه سهراب گفته زندگی دردمندانه انسان است. سهراب مقلد کسی نیست. ما خیلی از شاعران بزرگ را میبینیم که از روی دست دیگران شعر نوشتند. ولی سهراب خودش هست و آنچه هم که از او مانده در خورد توجه است. و من به خودم می بالم که اهل شهری هستم که چنین شاعرانی را در دامنش پرورده است.»
استاد صائم کاشانی هم مجموعه ای تحت عنوان «خانه ی دوست کجاست؟» در مورد سهراب سپهری به چاپ رسانده اند که بارها هم تجدید چاپ شده و تا آن جا که من اطلاع دارم مصاحبه هایی در مورد زندگی ، شخصیت و شعر سهراب هم دارند.
فارس: استاد صائم کاشانی انسان فرهیخته ای هستند که مقدمهای بر کتاب «هنوز قلب قلم درد میکند... برگرد» شما نیز نوشتهاند. راجع به ایشان هم اگر نکتهای بفرمایید جالب است؟
نسبت به استاد صائم ارادت خاصی دارم. ایشان بسیار متواضع و مهربان هستند و مسولیت انجمن ادبی سخن را بر عهده دارند و شاگردان زیادی در زمینه شعر پرورش داده اند. در تلاش هستم تا انشاالله مراسم بزرگداشتی برای استاد مشفق در کاشان برگزار شود.
فارس: تا کنون مراسم تجلیلی از استاد مشفق برگزار نشده است؟
تا آنجا که اطلاع دارم تجلیلی از استاد «مشفق کاشانی» با حضور سید علی موسوی گرمارودی، یوسفعلی میرشکاک، محمدعلی بهمنی از شاعران برجسته معاصر در خانه شعر و ترانه مرکز موسیقی و ترانه صدا و سیما برگزار شده است. اما قصد داریم مراسمی هم در زادگاه شان -کاشان- با حضور اساتید و شعرای پیشکسوت برگزار کنیم تا مردم و جوانان شاعر با شخصیت و شعر ایشان بیشتر آشنا شوند.
* سعی می کنیم زمینه های بزرگ داشت استاد مشفق را فراهم کنیم
فارس: پس شما به دلیل این که کاشانی هستید پیشنهاد این کار سترگ را میدهید؟
بله و سعی می کنیم که انشاالله با همکاری مسئولین فرهنگی و شاعران ، زمینه های بزرگ داشت استاد مشفق را فراهم کنیم.
استاد مشفق شعر مهدوی زیبایی دارند با ردیف «هنوز»:
مردم دیده به هر سو نگرانند هنوز
چشم در راه تو، صاحب نظرانند هنوز
از سراپرده ی غیبت خبرى باز فرست
که خبریافتگان، بى خبرانند هنوز!
پرده بردار! که بیگانه نبیند آن روى
غافل از آینه، این بى بصران اند هنوز!
...
فارس: میخواهیم راجع به کتابهایی که از جنابعالی منتشر شده کمی بیشتر صحبت کنیم. اولین کتابی که از شما منتشر شده چه نام داشت؟
مجموعه «هنوز قلب قلم درد میکند ...برگرد! » که بهار 89 توسط انتشارات «آرام دل» روانه بازار کتاب شد. این مجموعه در برگیرنده تعدادی از اشعار آیینی من در قالب های غزل ، مثنوی و رباعی ست.
فارس: این کتاب شما حائز رتبه هم شد؟
بله، در سیزدهمین دوره جایزه کتاب فصل.
* روی آوردن شاعر به اوزان بلند همگام با تحولی ست که در زبان شاعر رخ می دهد
فارس: یک نکتهای که در این کتاب به چشم میخورد استفاده از وزنهای بلند است. این علاقه شما به وزن های مطول از کجا سرچشمه می گیرد؟
علاقه ی خاصی به این اوزان وجود ندارد. گاهی شعر در این وزنها سرچشمه پیدا میکند. شاید هم بشود گفت شاعر وقتی حرف برای گفتن در رابطه با موضوعی زیاد دارد، به سراغ این اوزان می رود. اما بعضی از منتقدان معتقدند که روی آوردن شاعر به اوزان بلند همگام با تحولی ست که در زبان شاعر رخ می دهد. اما چیزی که هست سرودن من در این اوزان کاملا اتفاقی و ناخودآگاه بوده و هیچ عمد و تلاشی برای این گونه سرودن صورت نگرفته است.
فارس: نکته دیگری که در کار شما توجه من را جلب کرد، توجه به ائمهای هست که کمتر در مورد ایشان شعر گفته شده است؛ مثلا امام موسی کاظم (ع) که این نگاه شما هم نگاه ویژهای است!
فکر میکنم دلیل این که راجع به بعضی ائمه کمتر شعر گفته میشود این است که شاعران و به خصوص شاعران جوان آشنایی و ذهنیت قبلی درخوری درباره شخصیت ایشان ندارند و از آنجایی که لازمه ی سرودن شعر در رسای اهل بیت این است که در مورد ایشان و حماسههایی که آفریدند اطلاع و آمادگی ذهنی کامل وجود داشته باشد، کمتر به بعضی موارد پرداخته می شود. مثلا در مورد امام هادی (ع) که خدا را شکر اخیرا با تلاش و توجه مسوولین و برگزاری کنگره های شعری در رابطه با شخصیت والای امام هادی (ع)، تلاش و تکاپویی در جوانان برای سرودن در این زمینه انجام شد که مسلما قبل از آن باید بررسی دقیقی در زندگی ایشان داشته باشند. این خیلی خوب است و در مورد امامان دیگر مثل امام موسی کاظم (ع) امام جواد (ع) ، امام محمد باقر (ع) و ... که شاید در شعر کمتر مورد توجه قرار گرفته باشند، بیشتر کار می شود.
فارس: پس مطالعه کردن در حوزه تاریخ ائمه بزرگوارمان به شاعران آیینی را اکیدا توصیه میفرماید.
بله صد در صد، یعنی شعرا حتما باید اول اطلاعاتی راجع به اهل بیت به دست بیاورند و بعد راجع به ایشان بسرایند.
فارس: اگر اشتباه نکنم دومین مجموعه آیینی شما «خورشیدهای توأمان» نام دارد؛ درست عرض میکنم؟
بله
فارس: در مورد این کتاب تان هم مختصری بفرمایید.
در این مجموعه به چهارده معصوم (ع) پرداخته شده است. این کتاب با اشعار توحیدی و عرفانی آغاز می شود و بعد به ترتیب شعرهایی به رسول اکرم (ص) ، حضرت زهرا ، و دوازده امام و فرزندان عزیزشان تقدیم شده؛ مخصوصا در رابطه با حادثه عاشورا، و در نهایت با اشعار انتظار ختم می شود. این کتاب شامل 70 غزل و 50 رباعی می باشد.
* چه حسی دلنشین تر از این که دغدغه شاعر، عشق به اهل بیت باشد
فارس: یک ویژگی که در کتاب (خورشیدهای توأمان) تبلور یافته این است که شما برای سرودن یک شعر آیینی و مذهبی، با یک مضمون عاشقانه شروع کردید و به یک مفهوم متعالی مذهبی رسیدید. راجع به این نکته هم توضیح بفرمایید.
به نظر من یکی از پایه های اصلی شعر، عاطفه است و پیش زمینه ی عشق آسمانی، عشق زمینی است و شاخصه عشق این است که خاکی و زمینی نماند و عروج کند. نکته ی دیگر این که وقتی یک موضوع دغدغه شاعر باشد، آن موضوع در شعرش نمود پیدا میکند و چه حسی دلنشین تر از این که این دغدغه ، عشق به اهل بیت علیهم السلام باشد که می تواند در اثر توجه و ارادات به ایشان به وجود بیاید و در نهایت باعث گره خوردگی بین زبان عاشقانه و آیینی در شعر بشود.
فارس: در شعرهای شما چقدر جوشش نقش داشته است؟
کارهای آیینی من بیشتر جوششی هستند؛ البته نه این که فقط جوششی باشند، چون اگر قرار باشد شعر فقط با جوشش شکل بگیرد شاید به رکود برسد و آن نقطه اوج لازم را نداشته باشد . ولی من سعی می کنم سرچشمهای که شعر قرار است از آن جا شروع شود همیشه جوششی باشد و از آن پس با کوشش پرورش یابد و در پایان به انسجام نهایی برسد .
فارس: سومین مجموعهای هم که شما منتشر کردید «عشقهای بی حواس» بود. اشعار این مجموعه عاشقانه است ؟
بله، این مجموعه شامل غزل هایی با مضامین عاشقانه است. به نظر من عشقی حقیقی است که بتواند همه آفت های اخلاقی را تحت الشعاع خود قرار دهد و همچون نوری بر وجود انسان بتابد ، زیبایی ها را جایګزین زشتی ها کند و از او شخصیتی نو بسازد.
* در این شعرها بیش از این که خودم باشم یک زنم
فارس: در مورد چگونگی سرودن این اشعار و مضامینش بگویید ؟
همان طور که می دانید تغزل ذات این قالب است. اګر تغزل نباشد غزل هم وجود ندارد. واژه های ریخته شده در این قالب مانند جسم بی جانی هستند که تا آن روح غنایی در آن ها دمیده نشود جایی برای زنده بودن و نفس کشیدن ندارند.
تغزل جان مایه ای است برای وصل شدن به منبع الهام ... اما همین غزل باید با مضامین ، درد ها و واژه های امروزی همراه شود تا بتواند رسالتش را به خوبی به پایان رساند.
شعر برای من دنیایی است که در آن زندګی می کنم. با تک تک واژه هایش نفس می کشم و با نظمی که در بیت هایش حاکم است آرام می شوم .
شعر برای من یک واقعیت محض است. واقعیتی که می تواند با تخیل رنگ و بو بگیرد و بر بال آرزوها تا ناکجا برود. اما من در این شعرها بیش از این که خودم باشم یک زنم؛ با دغدغه ها و دردهای همه ی زنان اطرافم. با خواسته ها و امیدهایشان ، با هر آن چه که از درد دل هایشان می توان فهمید.
جایی از زنده یاد جلال آل احمد خواندم که خطاب به شاعران می گویند : در هر بیت باید مویی از سرت سفید شود و با هر شعر گوشه ای از جانت بسوزد. مبادا شعر تو مثل زندگی دیگران فقط از بغل گوشت رد شده باشد.
فارس: چهارمین کتاب شما چه نام داشت؟
مجموعه «یک مشت آسمان» است که مجموعه ای رباعی است در دو فصل، فصل اول رباعیات آیینی است و فصل دوم رباعیات عاشقانه و اجتماعی است.
فارس: و آخرین کتاب شما؟
مجموعهای که به زودی توسط انتشارات سوره مهر منتشر می شود. البته بنا بر این بود که به نمایشگاه کتاب امسال برسد اما... کتابی است تحت عنوان «زیر هر واژه آتشفشان است» که در بر گیرنده ی اشعاری با مضامین عاشقانه و اجتماعی و آیینی است.
فارس: شما جزو خانم های شاعری هستید که بیشتر در کنگره ها حضور دارید. کنگره ی مقاومت بین الملل، کنگره ی دفاع مقدس و ... را چگونه ارزیابی می کنید؟
کنگره مقاومت بین الملل کنگره خوبی است ، مخصوصا امسال که خیلی بهتر و منسجم تر نسبت به سال قبل انجام شد. و یکی از بخشهایش که می تواند بازدهی خوبی داشته باشد، بازدید از مناطق جنگی بود. و صحبتهایی که با سرداران و جانبازان و خانواده های شهدا شد.
فارس: شما به کدام مناطق تشریف بردید؟
به پاوه، قصر شیرین، سر پل ذهاب، ...
* کاش بتوانیم شعر جنگ را جهانی کنیم
فارس: از فضایی که شاعران کشورهای دیگر در کنگره مقاومت حضور داشتند و شعر خوانی میکردند برایمان بیشتر صحبت کنید.
یک خانم شاعری بود از کشور سودان که شعر قشنگی خواند. نکتهای که برای من خیلی جالب بود. نحوه ی اجرای شعر آن ها بود که خیلی حماسی و عاطفی شعرشان را اجرا میکردند. انگار که آن شعر در حضور جمع از عمق وجودشان جاری می شود؛ انگار با همان حسی که سروده بودند اجرا میکردند.
و شاعری جوان از کشور فلسطین که طریقه ی خواندنش حتی بدون آن که ترجمه اش را بشنویم هم دل ها را به درد می آورد. کاملا واضح بود که این ها زخم چشیده اند و درد و مصیبت با تار و پودشان گره خورده است. کاملا واضح بود که شعرشان فریاد مظلومیت است؛ مثل شعرهایی که شعرای ما در زمینه ی دفاع مقدس دارند و آن هم بیشتر به خاطر این است که از دور دستی به آتش نداشته اند بلکه هر چه نوشته اند حاصل دیده ها و یافته هایشان بوده است.
و چقدر خوب است که ما بتوانیم شعر جنگ را جهانی کنیم تا به شعر مقاومت تبدیل شود. چرا که شاعر در شعر مقاومت دنبال زبانی برای گفت و گو با همه ی مردم جهان است که طعم جنگ را چشیده و پایداری را تجربه کرده اند. شاعر در این بازه می کوشد تا پیام انسانی جنگ را بگیرد و به آن تشخص جهانی بدهد تا نوشته اش به مرز خاصی محدود نشود و همه ی مردم بتوانند با نمادهای شعری اش هم ذات پنداری کنند
فارس: از چه کشورهایی در این کنگره حضور داشتند؟
اگر اشتباه نکنم 38 شاعر از کشورهای فلسطین، مصر، لیبی، سودان، الجزایر، لبنان، یمن، عراق، ترکیه، عربستان، اردن، کویت، بحرین، عمان، افغانستان، پاکستان، هندوستان و تاجیکستان حضور داشتند.
فارس: شما با این شاعران راجع به اشعار دو کشور صحبت هم میکردید؟
متأسفانه نشستی که با حضور مترجمان و شعرای دیگر کشورها برای تبادل نظر تشکیل شود نداشتیم. اما من از بعضی فرصت ها مثلا زمانی که مسافت بین کرمانشاه تا پاوه یا قصرشیرین را طی می کردیم، استفاده کردم و سوالاتی که در ذهنم بود از بعضی از آن ها پرسیدم؛ مثلا اینکه: چه نکته ای برانگیختگی برای سرودن شعر مقاومت را در آن ها ایجاد میکند؟ مقاومت از دیدگاه آن ها چه تعریفی دارد؟ چه گونه در شعر آن را بازتاب میدهند؟ از چه شعرایی الهام می گیرند؟ و ...
فکر می کنم اگر این جلسات در سال های آینده به صورت رسمی تشکیل شود، حتما تاثیر زیادی بر شعر مقاومت خواهد داشت.
فارس: اگر نکتهای باقی مانده است بفرمایید.
از وقت و حوصله ای که به خرج دادید بی نهایت سپاسگزارم.
گفتگویی با خانم حسنا محمدزاده شاعر اشعار حماسی:
1.مقام معظم رهبری از هشت سال دفاع مقدس به عنوان گنجینه ای تمام نشدنی یاد کرده اندچه پیشنهادی برای بهره برداری از این گنجینه برای آیندگان دارید؟
نگذاریم ارزش های دفاع مقدس به فراموشی سپرده شوند.
مهم این است که آیندگان با سیره ی زندگی شهدا آشنایی پیدا کنندو بدانند که آن ها در چه راهی قدم نهاده اندو جانشان را برای بدست آوردن چه ارزش هایی در طبق اخلاص نهاده اند زنده ماندن یاد و خاطره ی شهدا خوب است اما خوب تر از آن اشاعه ی اعتقادات و اهداف آن هاست.
همان طور که حماسه ی عاشورا برای همیشه در قاموس روزگار می درخشدباید یاد و سیره ی زندگی کسانی که تا پای جان در راه مقتدای خود و حفظ اسلام ناب، مقاومت کردند و پس از قرن ها یاد آور حماسه ی عاشورا شدند نیز زنده بماند و در سینه ی ایران همچون قلبی تپنده در تمام قرون بزند و تاریخ را با چراغی که روشن کردند آذین ببندد
2.از چه طریقی می توانیم فرهنگ دفاع مقدس را گسترش دهیم، چه پیشنهادی در این زمینه دارید؟
باید درون مایه ی کارمان را افزایش دهیم.اگر قلمی در دست داریم و می نویسیم داستان ، خاطره و یا شعری باشد که تصویر واقعی شهدا را منعکس کندو بتواند با همه ی نسل ها ارتباط برقرار کندتا همه بدانند که آنها که بودند و چه کردند
اگر فیلم یا مستندی می سازیم به گونه ای با شد که ایمان ، ایثار، استقامت ، صبر و شجاعتشان را به تمام معنا به نمایش بگذارد.
مبادا به خون شهدا خیانت شود
اگر چه کار دشواریست، اینکه سخن از یک گوشه ی تاریخ جنگ ، افتخار ،مظلومیت و شهادت به میان آید آن هم بر اساس اخبار و روایات شنیده شده.
که حق مطلب را ادا کردن، واقعیت ِهمان لحظات و روزها و همان حالات و روحیات را می طلبد. یعنی اگر آدم بخواهد حق مطلب را تمام و کمال ادا کند باید قدرت ماوراء الطبیعه داشته باشد تا آن حقایق را به فعلیت برساند اما همین تلاش ها هم ستودنی ست همین تلاش هایی که باعث شده جوانان امروز با اینکه جنگ را لمس نکرده اند با نگاهی عمیق و فارغ از پیش داوری به زشتی ها و زیبایی های هشت سال جنگ و حماسه بپردازند واثرات ماندگاری را خلق کنند.
3. ضرورت آشنایی نسل سوم و چهارم انقلاب با دفاع مقدس از نظر شما چیست؟
آشنایی نسل های بعد و بعد تر با این حقیقت زنده ضرورتی انکار ناپذیر است با توجه به بُعد زمانی طی شده از دوران جنگ تا به امروز تفاوت و فاصله ی زیادی بین جوانان نسل امروز و نسل انقلاب احساس می شود.
آن ها چگونه زندگی می کردند؟...جوانان ما چگونه زندگی می کنند ؟...
آنها چه اعتقاداتی داشتند و اینها چه اعتقادی دارند؟...
آن ها برای به دست آوردن چه ارزش هایی تلاش می کردند ؟... اینها چه ؟...
اگر امروز شرایطی مشابه با زمان جنگ پیش بیاید جوانان ما چگونه برخورد می کنند؟
آیا خاضعانه جانشان را در طبق اخلاص می گذارند؟
همین تفاوت های عمده و به ظاهر بی اهمیت است که ضرورت آشنایی نسل های بعد را با دفاع مقدس و جوانان انقلاب مشخص می کند.
4.ارزیابی شما از میزان تاثیر گذاری جشنواره فرهنگی هنری ره آورد سرزمین نور در عرصه ی فرهنگی هنری کشور چیست؟
خوشبختانه یکی از برنامه هایی که می تواند تاثیر زیادی در ارتباط نسل امروز با دوران جنگ داشته باشد همین جشنواره ها هستند
همین جشنواره ها هستند که در این زندگی های اداری ما را به فکر وا می دارند تا کمی به گذشته برگردیم و تاریخ را با چشم دیگری ورق بزنیم .
دنبال زندگی نامه ی شهدا برویم خاطراتشان را بخوانیم ، داستان هارا زیر و رو کنیم و برای مدتی هرچند کوتاه با آن ها زندگی کنیم ، در هوایشان نفس بکشیم و به یاد و عشقشان قلم بزنیم و قدم برداریم.
5.به نظر شما و ظیفه نهادهای فرهنگی هنری کشور چون اداره فرهنگ و ارشاد در رابطه با این جشنواره چیست؟
باید کمک کنند این برنامه و برنامه های نظیر آن هر سال از سال قبل با شکوه تر و وسیع تر برگزار شود و صدایش به گوش همه برسد تا مبادا گذشت زمان چون تلی از غبار روی ارزشهایمان را بپوشاند.
6.برای برگزاری این برنامه به صورت ملی چه پیشنهادی دارید؟
به نظر من اگر رشته های هنری جشنواره را افزایش دهند تا گروه های مختلفی از آن بهره برداری کنند در تمام اقشار جامعه سریع تر انعکاس داده می شود و هنرمندان و جوانان زیاد تری از آن استقبال می کنند
7.تعریف جشنواره از نظر شما در یک جمله ؟
قدمی وسیع به سوی آینده ای روشن