ایران بهره مند از بستر فرهنگی و
ادبی عظیمی است و در تاریخ خود شاعران بزرگی را جای داده است، با توجه به این ریشه
ادبی مشاعره چه کارکردهایی در جامعه می تواند ایفا کند؟
شعر، ریشه در فرهنگ ایرانی دارد و
کمتر فرد ایرانی را می توان پیدا کرد که شعری را حفظ نباشد و در زندگی از آن
استفاده نکرده باشد . شعر، جدا از حکمت ها
و فلسفه هایی که در خود نهفته دارد ، می
تواند کارکردهای روان شناختی داشته باشد و
باعث ایجاد آرامش شود. تا آنجا که بسیاری از درس های آموزنده در زمینه های
مختلف و گاهی هدفمند شدن ذهن های آگاه و
تغییر مسیر حرکت از بیراهه ها به واسطه یک بیت شعر در انسان شکل می گیرد و می
تواند در ذهن و روح او تأثیر شگرفی داشته باشد. و اینکه ذائقه و طبع شاعرانه و
علاقه به شعر و ادبیات در ذات ایرانیان نهادینه شده است حقیقتی ست انکار ناپذیر
.تا جایی که در دنیا جدا از تاریخ درخشان و پیشینه ی قوی فرهنگی و توانمندی های
علمی ، ایران را به با شعر هم می شناسند. در این میان، مقوله مشاعره در دستگاه های
مختلف و برنامه های متنوع اعم از آموزش و پرورش قدمی تأثیر گذار برای الفت و نوجوانان و جوانان با شعر است.تا آنجا که می تواند باعث
ریشه دواندن این هنر در وجود افراد شود و
گاهی می تواند در آینده ای نه چندان دور به ثمر بنشیند
مشاعره در آشنایی نسل های جدید با
ادبیات چه نقشی دارد؟
مشاعره
بسترساز آشنایی نسلها با ادبیات و پیشینه ی فرهنگی غنی ایران زمین است و در این زمینه نقشی مهم و غیر قابل انکار دارد
تا جایی که می تواند نقطه ی شروعی برای استعدادهایی باشد که بی آنکه بدانند ذوق
سرودن دارند و باعث زدن جرقه ای در نهاد
شان می شود تا بتوانند استعداد خود را کشف کنند؛
در سنت و پیشینه ما شعر رسانه قوی بوده است و رواج شعر نقش
پررنگی داشته است، شعر در جامعه ما در میان ادیبان و ادب دوستان و همچنین تودههای
مردم به شیوههای مختلفی مانند نقالی شاهنامه، شعر خوانی در قهوه خانه، پرده خوانی
و همچنین مشاعره نفوذ کرده بود، به نظر شما چه عواملی باعث شده است موضوع مشاعره
کمتر مورد توجه قرار بگیرد؟
کار فرهنگ و ادبیات فقط باید به دست متخصصان در این حوزه اداره شود به نظر من حتی کارمند، کارگران و مسئولان هماهنگی نیز باید از ادبیات سررشته داشته باشند، تهیه کنندگان برنامه های ادبی نباید تهیه کنندگان عام باشند با این تعابیر هر کس نباید در حوزه ادبیات برنامه تولید کند مگر متخصصان در این زمینه ، البته در مسائل دیگر هم باید همین طور باشد اما چون زبان فارسی به نوعی وحدت ما رادر بر می گیرد از اهمیت زیادتری برخوردار است.
مشاعره می تواند در تدوام شعر
جامعه ما اثری داشته باشد؟
آنچه مسلم است این است که با شعر می
توان در جامعه آرامش برقرار کرد، با شعر می توان مضامین قرآنی را بیش از پیش در اذهان
مردم جای داد به همین دلیل تولید برنامه هایی چون
«مشاعره» می تواند در حوزه شعر طیف بزرگی از جامعه را به خود جذب کند.
متأسفانه هنوز در حوزه شعر کاری اساسی
که به پیشبرد آن کمک عمده ای شود و به استعداد یابی بیانجامد صورت نگرفته است. در سیستم
فرهنگی ما شعر جایگاه عمده ای ندارد، در نهادهایی همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
و حوزه هنری هنوز برنامهی هدفمندی برای شعر
ارائه نشده در این میان تنها به برگزاری جشنوارههای ادبی می توان اشاره
کرد که البته این روند تنها در تقویت و جهت مند کردن توان شعری می تواند تأثیر داشته
باشد و تآثیر چندانی در پرورش و شناسایی استعدادهای نهفته ندارد
ترویج مشاعره باید از کجا آغاز
شود؟ صدا و سیما یا آموزش و پروش و یا نهادهای دیگر؟
بی تردید دامنه مسائل فرهنگ به ویژه شعر و ادبیات در مملکت ما وسیع است . طی سال ها ی اخیر شاهد برگزاری برنامه هایی چون نقد شعر و مشاعره بوده ایم قاعده برگزاری برنامه های نقد شعر و مشاعره این است که چه در آموزش و پرورش و چه در صدا و سیما ، در آن از شاعران زبده و کاردانی که در مصدر کار هستند ، استفاده شود .تا بتوانند بیشترین بازدهی را داشته باشند و به آسیب شناسی شعر بپردازند
مسلما تلویزیون می تواند نه به عنوان یک تولید کننده صرف بلکه به عنوان رسانه ای ملی که عموم مردم با آن سروکار دارند در این زمینه جوابگوی سلایق مخاطبان خود نیز باشد .
اگر چنین روشی در پیش گرفته شود تردیدی نیست که برنامه هایی از این دست نه تنها در داخل کشور بلکه در شبکه های فارسی زبان دیگر نیز با استقبال خوبی مواجه می شود .
البته
آموزش و پرورش هم خصوصا در مقاطع راهنمایی و متوسطه می تواند در این زمینه موثر
واقع شود که باید نگاه جدیتری به این مقوله داشته باشد و مشاعره
را در برنامههای درسی جای دهد
درباره مشاعره با شعرها نو و سپید چه نظری دارید؟
انکار نمی کنم که خصوصا در دهه های اخیر تمایل به شعر سپید، نیمایی نه تنها بین شعرا بلکه در عموم مردم زیاد شده است، اما هنوز اکثریت مردم با شعر موزون ارتباط بهتری برقرار میکنند و ذهن ها برای به خاطر سپردن شعر کلاسیک آماده ترند تا شعر سپید ؛پس می توان نتیجه گرفت که هنوز هم مشاعره با شعر کلاسیگ شور دیگری می تواند داشته باشد
در سالهای اخیر رسانهها رشد زیادی داشتهاند اما از ابزارهای مدرن در عرصه شعر استفاده نشده است، در این میان حرکتی که شبکه آموزش سیما در عرصه شعر و مشاعره چندسالی است آغاز کرده است، جای خالی مشاعره در رسانه ها چه آسیب هایی را به همراه داشته است؟
بررسی جایگاه و نقش زبان و ادب فارسی در برنامههای تولیدی و خبری رسانهٔ ملّی نشان می دهد که آنگونه که شایسته است به شعر بها داده نشده است رسانه ی گسترده ای مانند سیما نباید تنها وسیله ای برای سرگرمی و وقت گذرانی به نظر بیاید بلکه می تواند به عنوان عمده ترین وسیله ی آموزشی بین تمام اقشار جامعه شناخته شود
تقویت زبان فارسی در رسانهٔ ملّی، پاسداشت شعر و جایگاه شعرا در فرهنگ سازی از مسائلی ست که می تواند با ایجاد دغدغه در مدیران صدا و سیما نسبت به زبان و ادب فارسی، تشکیل کارگروه مشترک و بررسی ظرفیتهای موجود برای تقویت آموزش زبان و ادب به نتیجه ی مثبت برسد
ما سرچشمه های جوشان و مخاطبان علاقهمند گستردهای در حوزه شعر داریم که باید با شیوههای بهروز، پل ارتباطی میان آنها برقرار کنیم.
عموما نگاه به مقوله شعر در صدا و سیما نگاه تفننی است که
کنداکتور برنامهها را پر می کند، در این میان برنامه مشاعره شبکه آموزش با حضور
مجری توانمندی مانند اسماعیل آذر جدیترین برنامهای است که نگاه تخصصی به شعر
دارد و سعی بر تنوع بخشی دارد، خود شما به عنوان یک شاعر چقدر از این برنامه
استقبال می کنید؟
اسماعیل آذر، میان اهالی ادبیات چهره
شناخته شده ای است، اجرای او در برنامه «مشاعره» فرصتی ایجاد کرد تا در مورد جایگاه شعر در میان عموم مردم و همچنین
برنامه سازی در این زمینه قدم مثبتی برداشته شود
این برنامه ، زمینه ای برای نشر حکمت و معنویت از طریق شعر بود که تا حدی هم
به خواسته خود رسید البته هنوز تلاش ها کافی
نیست، زیرا برای ایران که قطب فرهنگی جهان
است صدا و سیمایش باید به شعر بیشتر بپردازد و آن را در شبکه های مختلف گسترش بدهد.
امیدوارم با مشارکت سازمان ها و یا نهادهایی که دل در گرو فرهنگ ایرانی – اسلامی دارند بتوان به آینده
ای درخشان امیدوار بود
از وقت و حوصله ای که برای این گفتگو به خرج دادید سپاسگزاریم .