قلب قلم

شعر و نقد ادبی - حسنا محمدزاده

قلب قلم

شعر و نقد ادبی - حسنا محمدزاده

قلب قلم

حسنا محمدزاده - شاعر

کتاب ها :
1. هنوز قلب قلم درد می کند ... برگرد ! ( آرام دل )
2.عشق های بی حواس ( فصل پنجم )
3. خورشیدهای توأمان (آرام دل )
4. یک مشت آسمان ( فصل پنجم )
5.سربه مهر ( جمهوری)
6.جوهر جان ( هزاره ققنوس)
7. زیر هر واژه آتشفشان است (سوره مهر)
8.قفس تنگی (شهرستان ادب)
9. پری روز (شهرستان ادب)
10. سرمشق(هزاره ققنوس)
11. گزیده مرصاد العباد (نشر گویا)

نویسندگان

۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر آیینی» ثبت شده است

 

حضور و شعرخوانی حسنا محمدزاده در برنامه «دیدار ماه» شبکه دو سیما

«ویژه برنامه اربعین حسینی»/ بیست و ششم شهریور ماه 1401

 

برای مشاهده ویدئو روی عکس کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 18 September 22 ، 04:22
حسنا محمدزاده


یادداشت مرا بر کتاب « واقعه » سروده ی دکتر «غلامرضا کافی» بخوانید در :


خبرگزاری فارس

سایت شهرستان ادب

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 01 September 18 ، 19:51
حسنا محمدزاده

یادداشت مرا بر کتاب " بی تو حیران تر از آنیم که توصیف شویم " را بخوانید در :


خبرگزاری فارس

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 15 July 18 ، 20:20
حسنا محمدزاده

یادداشت خانم پرنیان نرجس پور بر کتاب " زیر هر واژه آتشفشان است " را بخوانید در :


سازمان تبلیغات اسلامی



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 15 July 18 ، 20:16
حسنا محمدزاده



 

با توجه به ایام محرم و صفر و ماههای عزاداری سیدالشهدا که در آن قرار داریم، پایگاه خبری تارنا در اقدامی به مصاحبه و گفتگو با شاعران آیینی سرای کشور می‌پردازد. در واپسین روز اربعین حسینی به سراغ حسنا محمدزاده مولف مجموعه های سر به مهر، جوهر جان، زیر هر واژه آتشفشان است، قفس تنگی و... رفتیم تا از شعر آیینی بیشتر بدانیم.

 

از کی سرودن شعر آیینی را شروع کردید؟ 

 سرودن شعر آیینی را از سال هفتاد و شش و از دورانی که در مقطع راهنمایی تحصیل می کردم شروع کرده‌ام؛ اما شعرهای آن روزها در سررسید یادداشت‌های شخصی‌ام بایگانی شدند و از خلوت خانوادگی‌مان فراتر نرفتند. می توانم بگویم که برای اولین بار سرودن شعر مذهبی را در سال هشتاد و دو شروع کردم.

 

چرا شعر آیینی را انتخاب کردید؟

بعد از خواندن کتابی تحت عنوان «کشتی پهلو گرفته» نوشته ی «سید مهدی شجاعی» که هدیه ای از طرف پدرم بود و البته تحت تاثیر حال و هوای ایام فاطمیه ی آن روزها،  شعری را با همین محتوا نوشتم؛  وقتی آن شعر مورد تشویق اطرافیانم قرار گرفت، شعرهای بعدی سروده و مطالعاتم بیشتر شد.  مسلماً از همان ابتدا تصمیم به مطالعه و انگیزه‌ی سرودن شعر مذهبی ارادی بوده است؛ اما فقط این کافی نیست.  

از سر ارادتی که به این آستان دارم و علاقه‌ام نسبت به  فعالیت در این حوزه، اگر به خواست خودم باشد همیشه شعر مذهبی را انتخاب می کنم. معتقدم که تا عنایت اهل بیت نباشد نمی‌توان حتی یک بیت سرود؛ چه برسد به یک شعر.  بارها شده که در مناسبتی خاص مثلا ایام محرم قصد سرودن داشته‌ام اما دریغ ازحتی یک مصرع. روزهایی بوده که در حال و هوای سرودن نبوده‌ام اما شعرهای خوبی خلق شده‌اند.

   

تعریفتان از شعر آیینی چیست ؟  

می‌توان گفت شعر آیینی به مفهوم عام کلمه، شعری است که در آن رسم و رسوم و آداب و سنن و آیین قومی و ملی  بازتاب داده می‌شود که یکی از زیر شاخه های آن مضامین و مسائل دینی و مذهبی ست. اما می‌بینیم که از اصطلاح شعر آیینی معمولا برای شعر مذهبی و شعر شیعی که دامنه‌اش ائمه‌ی اطهار (علیهم السلام) است و مرکز ثقل آن دو موضوع انتظار و عاشورا است استفاده می‌شود؛  یعنی ما دامنه‌ی شعر آیینی را محدود کرده‌ایم و آن را به عنوان شعرمذهبی که تنها بازتاب دهنده‌ی ارزش‌های دینی‌مان است، می‌شناسیم؛ در حالی که می‌توان گفت شعر انقلاب هم یکی از زیر شاخه‌های شعر آیینی ست. همین‌طور اشعاری که در حوزه‌ی دفاع مقدس و جنگ سروده شده‌اند هم آیینی‌اند؛ چه بسا که در بسیاری از شاهکارهای شعر دفاع مقدس، با نمادها و سمبل‌هایی روبرو می‌شویم که اسوه‌های قیام امام حسین (ع) هستند؛ تا آنجا که در برخی از اشعار با برجسته کردن این اسوه‌ها، رزمنده‌ها را به حضور در جبهه ها و پیروی از سیره‌ی عملی عاشوراییان تشویق می‌کرده‌اند. 

 

 

به نظر شما شعر آیینی ما چه‌قدر قابلیت شناساندن مفاهیم مذهبی را به همه‌ی ادیان و ملت‌ها دارد ؟  

شعربا تمام ظرفیت‌ها وظرایف و قدرت نفوذی‌ که  در قلب و جان مخاطب دارد می‌تواند تاثیرگذارتر از هر هنر دیگری باشد. 

 

شعر مذهبی ما وقتی چنین قابلیتی را پیدا می‌کند که از مرحله‌ی مدح و مرثیه‌ی صرف خارج شده و به محتوا و درون مایه بیشتر بپردازد، تا بتواند تصویری روشن و زلال از آموزه‌های دینی واخلاقی اهل بیت باشد و در نهایت به پیامی ارزشمند در این زمینه برسد؛ که البته این مهم، مستلزم مطالعه و تحقیق در متون و کتاب‌های موثق دینی است و شاعر نمی‌تواند با اکتفا به دانسته‌ها و شنیده‌هایش که مشخص نیست تا چه اندازه دستخوش تحریف بوده اند به سرودن بپردازد و در نهایت به شعری برسد که آیینه‌ای از اسلام ناب باشد.

 

هستند شاعرانی که با تحقیق و تفحص و وسواس در این زمینه شعر می‌سرایند و اشعارشان قابل تأمل است؛ اما با توجه به اکثریت سروده ها ،می تواند گفت  شعرها هنوز به آن مرحله‌ای نرسیده‌اند که قابلیت شناساندن مفاهیم اصیل دینی را داشته باشد.

در واقع اکثریت ما در صورت قضیه مانده‌ایم و به سیرت آن بی توجهیم؛  یعنی از سیره ی عملی پیشوایانمان غافل شده‌ایم. 

 

وقتی ما تلاش کنیم که مدح بگوییم و به مرثیه بپردازیم، آن هم به شکلی که بتوانیم دیگران را به گریه بیندازیم و به عبارت دیگر در مرحله محبت، متوقف شویم و به  معرفت دینی نرسیم خواه ناخواه شعر با تحریفات و خرافات و بیانگر مسائلی غیرمستند و غیرواقعی آمیخته می شود؛ چرا که تلاش می‌کنیم شعری بگوییم که در مجالس خوانده شود؛ مداحان دم بگیرند و شورآفرینی بکنند؛  طبیعتاَ شعور دینی در حاشیه قرار می‌گیرد و خیلی از کاستی‌ها و آفت‌ها و تهدیدها از همین ناحیه متوجه شعر می‌شود.

 

 

به نظرتان شاعر تا چه اندازه اجازه ی اغراق در شعرش را دارد ؟  

می‌دانید که اغراق یکی از آرایه‌های ادبی‌ است که باعث خیال‌انگیز شدن بیشتر شعر می‌شود و شاید مهمترین عاملی که تاثیر جادویی به سخن می‌دهد همین بزرگنمایی است که مهمترین آرایه در شعرهای حماسی است.

 

در حوزه‌ی عاشورا توجه به بعد حماسی آن است؛ پس چه اشکال دارد که شاعر اغراق‌هایی هم در شعرش داشته باشد؟ اما این اغراق تا جایی قابل توجیه است که به اصل محتوا لطمه‌ای وارد نکند و به آن چیزی نیفزاید یا از آن چیزی نکاهد. ما نمی‌توانیم به بهانه ی تاثیر کلام، قیام سیدالشهدا را تا حد اسطوره بالا ببریم چرا که اسطوره آمیزه‌ای از تاریخ و واقعیت و افسانه است اما شهادت امام حسین و یارانش واقعیت محض است. مثلا اگر اغراق کنیم و بگوییم حضرت ابوالفضل به جای مشک دریا را به دندان گرفته بود به اصل ماجرا لطمه‌ای نمی خورد اما در وصف رشادت‌ها و حماسه‌آفرینی‌های حضرت ابوالفضل آیا می‌توانیم اغراق را تا آنجا پیش ببریم که بگوییم تمام سپاه عمر سعد را یک تنه شکست داد و با دست پر به خیمه‌ها برگشت؟

 

در مورد حادثه ای مثل عاشورا که شاعران درباره ی آن زیاد سروده اند فکر می کنید چرا هنوز شعر ها به تکرار نرسیده اند؟ 

 

عاشورا، جایگاه عظیمی در تاریخ اسلام دارد.  از هر جنبه‌ای به حادثه‌ی عاشورا بنگریم عمیق‌ترین و ارزشمندترین مفاهیم را در خود گنجانده است؛ از جنبه‌ی عرفان، عشق، شهادت، نهایت بندگی و  احیاء دین تا حماسه. اما بدون توجه به بعد عرفانی شخصیت امام حسین نمی‌توان حماسه خونین کربلا را فهمید. عرفا از هر دین و مسلک و مذهبی، امام حسین را به عنوان قطب عرفان مورد توجه قرار داده‌اند؛  بعد الهی و عرفانی امام حسین در تک تک جملاتی که  در سفر از مدینه و مکه به کربلا فرموده و گفتگوهایی که با دشمن یا یاران خود داشته‌اند، مشخص است اما بالاتر از اینها آن چیزی است که  در عمل نشان داده‌اند؛ آن هم عشق و محبت به خدا و دلدادگی و سرسپردگی و در یک کلام بندگی است.

 

حُبی که امام حسین در دل دارد و آنچه در مناجات عرفه بیان می‌کند، در حادثه کربلا به نمایش می گذارد و توکل به خدا و تسلیم در مقابل اراده و مشیت پروردگار را به زیباترین شکل ممکن و در اوج خود در صحنه عاشورا نشان می‌دهد.

 راضی بودن به قضای الهی در عمل امام حسین و در سخنانش می‌درخشد. اینها مسائل کوچکی نیستند که با چند سروده به تکرار برسند؛ بلکه معتقدم از گذشته تا به حال و از حال تا قیامت هر چه از آن سروده‌ایم و بسراییم قطره‌ای از آن دریای بیکران را هم به تصویر نکشیده‌ایم.

 

نظرتان در مورد ریتمیک کردن شعر عاشورایی و گذاشتن ملودی های شاد و به گوش مخاطب آشنا روی شعرهای عاشورایی مخصوصا در حوزه ی شعر هیات چیست ؟

 

شعر هیات در واقع شاخه‌ای از شعرمذهبی است. عنوانش جدید است اما از نظر مضمون و محتوا همان  نوحه‌ها و مراثی است؛ از زمانی که عزاداری‌های حسینی قوام گرفته، بر سر زبان ها بوده‌ است و مردم برای برپا کردن علم عزاداری در میادین و مساجد و دسته‌جات از آن استفاده می کرده‌اند. در شعر هیئت زبان شاعر باید به زبان مردم نزدیک‌تر شود؛ با زبان مردم کوچه و بازار انس و الفت بیشتری داشته باشد تا در دسته‌جات سینه‌زنی و مجالس دم گرفته شود و گستردگی پیدا کند.‌ 

 

شاعرانی هم که شعر هیئت می‌گویند، سعی می‌کنند با مولفه‌هایی که مورد پسند مردم است، شعر بگویند که این مساله به خودی خود بد نیست اما در جامعه به دلیل پایین آمدن سطح و شان برخی مدح‌ها و ورود همه افراد با هر سطح مطالعه و سواد مذهبی به صنف مداحی، این روزها شاهد بروز برخی مداحی‌ها با ریتم و آهنگ موسیقی‌های پاپ مجاز و غیرمجاز هستیم. 

 

در کنار این سبک‌های سخیف می‌بینیم که مداحان به بهانه گریه گرفتن از مردم داستان‌هایی را روایت می‌کنند که در هیچ مقتلی نمی‌توان آن را پیدا کرد.

گاهی هم فلسفه شهادت امام حسین نادیده گرفته شده و بیشتر به چشم و ابروی اباعبدالله وحضرت عباس پرداخته می شود با رویه فعلی که در پیش است و نفوذ بالا و سریع  تکنولوژی و شبکه های اجتماعی و سطح دسترسی مردم، متاسفانه داریم به سمت بی هویتی عزاداری پیش می‌رویم.

 

داشتن ریتم و آهنگ در یک نوای مداحی امری طبیعی است اما به روز کردن آن به هر قیمتی  سبب توهین به شأن عزاداری و سوژه ای برای تمسخر مخالفین شعائر مذهبی و دینی شده است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 26 November 17 ، 23:08
حسنا محمدزاده


 

قرار بود زمانی مرا مجاب کنی

به احترام دل ساده‌ام شتاب کنی

 

قرار بود بسازی ...نه اینکه دنیا را

به چشم هم‌زدنی بر سرم خراب کنی

 

چه سالها که دوفنجان چای منتظرند !

دوباره در دل این خانه قند آب کنی

 

لباس نو نخریدم به شوق آن روزی

که رنگ پیرهنم را تو انتخاب کنی

 

هنوزمیخ اتاقت به عشق پابند است ؟

هنوز عکس مرا می‌بری که قاب کنی ؟

 

به حبه حبه‌ی انگور تازه می‌ماند

نخواه شعر ِمرا خمره‌ی شراب کنی

 

همیشه چشم به راهم بیا هرازگاهی

سر مزارم اگر خواستی ثواب کنی

حسنا محمدزاده

 
سومین جلسه از سلسله جلسات نقد کتاب با نقد و بررسی کتاب"سر به مهر" اثر خانم حسنا محمد زاده از شعرای آیینی ، با حضور مرتضی امیری اسفندقه ، سید مهدی حسینی و جمعی از شعرای آیینی عصر دوشنبه در مجمع شاعران اهل بیت(ع) برگزار شد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ 20 March 15 ، 20:36
حسنا محمدزاده


نشست نقد و بررسی کتاب سربه مهر


با حضور :

مرتضی امیری اسفندقه

سید مهدی حسینی



دوشنبه 18 اسفند ساعت 15:30

آدرس : تهران خیابان آزادی خیابان حبیب الله خیابان حبیب زادگان پلاک 6

موافقین ۰ مخالفین ۰ 16 February 15 ، 20:21
حسنا محمدزاده
موافقین ۰ مخالفین ۰ 17 December 14 ، 20:28
حسنا محمدزاده

 

حس میکنمت در دلِ رگ های تنم باز

با روح تو در آینه ی یک بدنم باز

 

پروانگی ام را همه جا جشن بگیرید

تا پیله ای از درد بر این تن نتنم باز 

 

انگار تو بودم همه ی دیشب و دیروز

امروز ولی خالی یک پیرهنم باز

 

چوپان شدنم واسطه ای شد که بپیچی

با ناله ی هر نی لبکی در دهنم باز

 

یک عمر مرا سنگ زدند و نپریدم

گنجشک دل آزرده ی این نارونم باز

 

راضی به همین سوختنم ، بی که بجنگم

هم سفره ی دلتنگی هیزم شکنم باز

 

دیوانه سر کوچه می آید به هوایی

ای لنگه در ِ واشده ی خانه ! ... منم باز

 

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 17 April 14 ، 20:33
حسنا محمدزاده
حسنا محمدزاده
حسنا محمدزاده
حسنا محمدزاده




* فایل خبری کتاب " هنوز قلب قلم درد می کند برگرد "





مرکز پخش:تهران ، میدان انقلاب کارگر جنوبی خیابان شهدای ژاندارمری

پاساژ کوثرپلاک 7 انتشارات آرام دل - تلفن :02166971697

حسنا محمدزاده




حسنا محمدزاده در گفتگوی اختصاصی با سایت شاعران پارسی زبان: کتاب، بخشی جدانشدنی از زندگی من است و روزی که در آن حتی برای ساعتی مطالعه نکرده باشم برایم روز زیبایی نیست .
سایت شاعران پارسی زبان در دومین گفتگوی اختصاصی خود با شاعران، پای صحبت های شاعر جوان و موفق آیینی حسنا محمد زاده نشسته است که شما را به خواندن آن دعوت میکنیم .

باسلام و خسته نباید و تشکر بابت اینکه وقتتان را برای این گفتگو به ما اختصاص دادید.
1.روزگارتان چگونه می گذرد شاعر!؟کمی از خودتان بگویید متولد چه سالی هستید و چند سال است که وارد فضای ادبیات شدید و از تالیفاتتان بگویید؟
 
با سلام و تشکر از لطف و بزرگواریتان
من متولد دهم مهرماه سال 1361در کاشان هستم.
پدر مرحومم کارمند آموزش و پرورش و مردی ادیب و فرهیخته بود که نه تنها نثرهای ادبی فوق‌العاده‌ای می‌نوشت بلکه خطاط هم بود و تشویق‌های پی‌در‌پی او برای خواندن کتاب‌های شعر و نثرادبی باعث شد  ازهمان آغاز با کتاب و کتاب‌خوانی مأنوس شوم و پیوستگی با شعر را در وجودم احساس کنم  .
اولین زمزمه های شاعری ام به زمان تحصیل در مقطع راهنمایی برمی‌گردد
و در سال 85 برای اولین بارسطح شعرم را با شرکت در جشنواره‌های ملی آزمودم و از آن پس جدی تر از قبل به شعر پرداختم اولین مجموعه شعرم  در بهار 89 روانه بازار کتاب شد .
 
آثار انتشار یافته ام عبارت اند از :
1.مجموعه «هنوز قلب قلم درد می کند...برگرد!»، نشر آرام دل و برنده سیزدهمین جایزه کتاب فصل
2.مجموعه « عشق های بی حواس» ،نشر فصل پنجم ، نامزد  بیست و پنجمین دوره جایزه کتاب فصل
3. مجموعه رباعی« یک مشت آسمان»، نشر فصل پنجم
 4.مجموعه « خورشید های توأمان »،نشرآرام دل ، برگزیده جایزه کتاب سال قلم زرین
5. مجموعه « سربه مهر » ، نشر جمهوری
6.مجموعه «جوهر جان » ، نشر هزاره ققنوس، برگزیده دومین جشنواره کتاب انقلاب
7. مجموعه  «زیر هر واژه آتشفشان است » در دست انشار - نشر سوره مهر
 
 
2.تنهایی هایتان را با که تقسیم می کنید؟
 
با داشتن خانواده ای مهربان و دوستانی زلال کمتر احساس تنهایی می کنم اما دوست دارم ساعت های تنهایی ام را فقط با شعر و کتاب هایم قسمت کنم .

3.با دنیای سیاست نسبتی دارید؟
 
 در ذهن من مفهوم انسان از مفهوم مبارزه‌ی سیاسی جدا نیست. بر اساس آن‌چه تا کنون در شعرهای پایداری ام منعکس شده نگرانی از حال و اوضاع  جامعه‌ و مردم را می توان به راحتی لمس کرد . می توانم بگویم بزرگترین دغدغه ام حاکمیت عدالت، آزادی و فضیلت انسانی و البته شناساندن ارزشهای واقعی ست که احساس می کنم هر چه روز از روز می گذرد بیشتر جایشان را به ضد ارزش ها می دهند.
مسلما کسی که دستی به قلم دارد  نه تنها باید خود دغدغه‌ی مبارزه و آزادی مردم را در دل بپروراند  بلکه باید با قلمش  تمام جامعه را دعوت به توجه به این مقوله ‌کند . اما نباید از این مهم غافل شد که سیاست زدگی محض آفت بزرگی برای شعر و شاعر است چرا که شعر باید آیینه ی احساسات درونی شاعر هم باشد چه بسا که بسیاری دیگر بتوانند با آن همذات پنداری کنند
بدون شک شاعری که می تواند احساس و عواطفش را به زیبایی در شعر به نمایش در آورد نمی‌تواند  از دردجامعه و دیگر انسان ها غافل بشود . و اینگونه است که  گاهی در عاشقانه‌ترین شعرهایم دغدغه های اجتماعی حکمفرما شده اند
برای مثال غزل تب پاییز :
 
اردیبهشتم در تب پاییز گم شد
در برگ ریزان های وهم آمیز گم شد
 
هی دانه دانه دانه گل های انارم
در بادهای وحشی و یکریز گم شد
 
تاریخ من با آخرین اسطوره هایش
بین غبار لشکر چنگیز گم شد
 
فریادهای سینه ی مشروطه خواهم
پشت سکوت ممتد تبریز گم شد
 
من ماندم و ماه و شبی یلدایی اما
ابری رسید از راه ماهم نیز گم شد
 
دیوانه ای با کفش های وصله دارش
در کوچه ی عشقی خیال انگیز گم شد
دکتر معتمد نقد زیبایی بر این شعر نوشته اند به گفته ی ایشان :
« گاهی" من" در شعر ، فردی نیست و مانند "من " های نمادین شعر نیما کلی ست و هر فرد مسئولی که تلاش دارد مردم را نسبت به واقعه ای آگاه نماید با این شعر به همذات پنداری و اینهمانی می رسد
شاعر در بیتی  فضای مد نظرش را که ممکن است برای هرکس به گونه ای تأویل شود به واقعه ای تاریخی مثل قیام مردم تبریز ارجاع می دهد
از سوی دیگر نماد انسانی "من"راوی شده برای تأکید بر حضور پاییز و برگریزان در تقابل اردیبهشت و بهار که این تقابل شاعرانه ، عناصربه کار رفته  را از سطح یک نشانه ی دلالت گرایانه و استعاری بالاتر برده است تا نتوان به راحتی مفهوم نهایی را متصور شد و این همان هدفی ست که در کاربرد نماد بخصوص در حوزه ی سمبولیسم اجتماعی مد نظر است و مهمتر این که دیوانه ای با کفش های وصله دار تا چه اندازه  می تواند ذهن ها را به چالش  بکشاند و در هر ذهنی چگونه به تأویل بیانجامد
 
4.ایا شعر در همه حال به سراغتان می آید یا فقط در اوقات دلتنگی؟

 
 نه در همه حال ...مخصوصا در مواقعی که مسأله یا مشکلی به شدت ذهنم را درگیر کرده باشداصلا نمی توانم بنویسم. نوشتن برای من با اولین جرقه ذهنی و جوشش یک بیت شروع می شود که فقط مربوط به مواقع دلتنگی هم نیست گاهی ممکن است در اثر دیدن فیلمی تأثیر گذار باشد یا نشستن پای درد دل دوستی یاخواندن داستان و یا مساله ای که ذهن  جامعه را به خود درگیر کرده است و خیلی موارداتفاقی دیگر که از زاویه های متفاوت مرا به خود مشغول می کنند .
  
5.چقدر علاقه مندی خانواده- پدر و مادر یا همسر و فرزندان- به شعر می تواند اثر مثبت یا منفی بر زندگی شاعرانه یک شاعر بگذارد؟اصلا دخیل هست این مساله؟
 
اگرچه معتقدم در وهله اول پیگیری و تلاش و استعداد نهفته ی یک شاعر و البته میزان مطالعه اش بیشترین تأثیر رابر شعر و زندگی شاعرانه اش دارد اما آنچه که مسلم است و غیر قابل انکار، حمایت های خانواده است. گاهی با خودم فکر می کنم که شاید اگر از همان کودکی پدرم نوشته های مرا جدی نمی گرفت و دنبال نمی کرد و در نوجوانی به شعر های دست و پا شکسته ام بها نمی داد و مادرم مرا به خواندن کتاب های شعر تشویق نمی کرد من هیچ وقت شاعر نمی شدم حتی در همین سال های نه چندان دور ،اگر حمایت های بی دریغ همسرم و آرامش فضای خانه نبود نمی توانستم به راحتی دغدغه های ذهنی ام را به زبان قلم بیاورم .
 
6.داعش و تکفیری بیشتر بغض به گلویتان می آورد یا بی مهری ارباب بی مروت فرهنگ و هنر؟

از منظر من هیچ مساله ای هر اندازه مهم ، برای من که در عرصه ی فرهنگ فعالیت دارم به قول شما بی مهری اربابان فرهنگ و هنر ، و برای بقیه دیدن بی مهری در هر زمینه ی دیگری  نمی تواند به اندازه جنایت های وحشیانه داعش و تکفیری درد آور باشد چرا که این ها قلب انسانیت را به درد آورده اند .
 
 
7.مثل اغلب ماها به دنیای مجازی گراییده و در آن مستحیل شده اید یا نه ؛ هنوز هم کتاب می خوانید و با کتاب رفیقید؟
 
در دنیای مجازی هم گاهی حضور دارم اما تمام تلاشم بر این است که فقط به عنوان یک دنیای مجازی به آن بنگرم نه بیشتر... متاسفانه دیده می شود که خیلی ها چنان دلبسته و وابسته ی همین دنیای مجازی شده اند که در آن زندگی می کنند و این اصلا خوب نیست ؛
در مورد سؤال دومتان : فقط می توانم بگویم که کتاب، بخشی جدانشدنی از زندگی من است وروزی که در آن حتی برای ساعتی مطالعه نکرده باشم برایم روز زیبایی نیست .
 
8.از سرودن به یک منوال خسته نشده اید؟
 
من معتقدم به یک منوال و پی در پی سرودن  نه تنها ذهن را خسته می کند و باید مدتی به آن استراحت داد بلکه می تواند از قدرت و توان نفوذ شعر هم بکاهد و آن را ضعیف کند .
من هم سعی می کنم سرودن برایم به یک منوال نباشد. حال و هوایم را با پرداختن به مضامین گوناگون و طبع آزمایی در قالب های مختلف شعری عوض می کنم . مثلا چون قالب اکثر سروده هایم غزل است گاهی به رباعی می پردازم که مجموعه " یک مشت آسمان " هم در همین قالب سروده شده است . گاهی قصیده و مثنوی  ...و اخیرا هم ترانه .
 
9.چه تغییر و تحولی در خود و آثارتان داده اید یا می خواهید بدهید
 
تمام تلاشم بر این است که در حوزه ی معنا  از پنجره ای بازتر و با زاویه ی دیدی متفاوت به دنیا بنگرم
ودر آثارم به حقیقت های فراموش شده بهای بیشتری بدهم .
 

 10 .به شما خبرمی دهند که برنده ی یک جایزه ی کلان و گران قدر ادبی شده اید و میلیونها تومان پول به حسابتان خواهد آمد ؛واکنش و اقدام صادقانه تان چگونه خواهد بود؟..

در حال حاضر بیشترین دغدغه ی ذهنی ام را کودکان کار به خود اختصاص داده اند شاید با چنین جایزه ی کلانی به گونه ای سرمایه گذاری می کردم که سودش کودکان کار را لااقل در زادگاه خودم بی نیاز کند  .

11.از چه کسی انتقاد دارید؟چه کسی را می خواهید نصیحت کنید؟
 
اغراق نکرده ام اگر بگویم بیشترین ضربه ها را از دروغ و تزویر خورده ام چرا که مستقما قلب و روح آدم را نشانه می گیرند
چه بسا کسانی که در ظاهر صمیمی و مهربان به نظر می رسند و در لباس دوست جلوه گری می کنند اما در خفا از فرو کردن هیچ خنجری به پشتت دریغ نمی کنند ...و دروغ که همیشه همه چیز را خراب می کند.
در جایگاه نصیحت کردن نیستم اما آرزو دارم از پشت نقاب ها بیرون بیاییم وخود واقعی مان باشیم  .  
 
12.برای شاعر چه سایه ای از سایه ی مرگ سنگین تراست؟

فراموشی
 
13.می گویند مسئولیت -بخصوص اجرایی اش-برای شاعر سمّ مهلک است؛ درست است؟

 مسئولیت های اجرایی را کمتر پذیرفته ام شاید همین نپذیرفتن هم  به این دلیل بوده که اغلب شاهد بوده ام دوستانی که وارد مباحث اجرایی شده اند روز به روز بیشتر از فضای شعر و آرامش ذهنی شان فاصله گرفته اند و کمتر سروده اند. پس می توان گفت که در مواردی ، سم مهلک بودن مسئولیت های اجرایی برای ذوق شاعر تشبیه اغراق آمیزی هم نیست .
 
14.اگر در عالم خیال در جزیره ای پر از شاعر شاه شاعران بشوید چه سیاستهایی اعمال می کنید؟
 
شاید اولین سیاستم این بود که شاعران واقعی را مشخص می کردم تا بقیه از وقتشان به گونه ای بهترو یا پرداختن به هنرهای دیگر بهره ببرند ودیگر اینکه کاری کنم که لازم نباشد هر کس برای  خواندن چند شعر خوب ، چند صد کتاب را  زیر و رو کند ودر نهایت دست خالی برگردد و فضایی فراهم می کردم تا تمام شاعران با فراغ بال به نوشتن بپردازند و نیاز نباشند برای دغدغه های معیشتی شان  از دنیای شعر فاصله بگیرند.
.
15.کودک درونتان به پیرسالی رسیده یا هنوز طفل بازیگوشی است؟

شاید هنوز به پیرسالی نرسیده باشد اما دیگر  دوران بازیگوشی اش  تمام شده چنانکه می توانم حس کنم دیگر آن جنب و جوش و شیطنت های سابق را ندارد .
 
16.در نهایت یک آرزوی قشنگ برای شعر و شاعران کنید و اگر حرفی باقی مانده است بفرمایید.
 
برای شعر آرزو می کنم که به جایگاه واقعی اش برسد و انگونه که قابلیت دارد به آن بها داده شود
و برای روح پاک و لطیف شاعران اینکه هیچگاه رنجیده نشود 
و برای چشم هایشان دیدن زیباترین افق های زندگی را در دنیایی بدون ظلم و نفاق و جدایی از خدا خواهانم .
حسنا محمدزاده


زبان شعر آیینی باید با پیشینه‌های دینی همراه باشد

حسنا محمدزاده درباره شعر آیینی گفت: در این مقوله زبان باید ملموس و روان و پیوند خورده با پیشینه‌های دینی از جمله زبان قرآن و نهج البلاغه و... باشد. علی‌رغم اشتراکات زیادی که با زبان شعر در دیگر ژانرهای ادبی دارد باید به گونه‌ای قداست محتوا را هم در بر بگیرد.

خبرگزاری فارس: زبان شعر آیینی باید با پیشینه‌های دینی همراه باشد

خبرگزاری فارس- پریسا چیذری: حسنا محمدزاده فارغ‌التحصیل رشته مهندسی الکترونیک یکی از چهره‌های جوان اما پرافتخار شعر معاصر به شمار می‌رود، وی تاکنون موفق به کسب جوایز متعدد منطقه‌ای، استانی، ملی و حتی بین‌المللی در جشنواره‌ها، محافل ادبی و کنگره‌های شعر مختلف شده است.

محمدزاده برگزیده جایزه کتاب فصل، کتاب انقلاب، جشنواره شعر جوان و جشنواره بین‌المللی شعر فجر شده است . تاکنون موفق به کسب عناوین نخست جشنواره‌ رهاورد سرزمین نور، جشنواره یار و یادگار، جشنواره بین‌المللی آخرین منجی، جشنواره بین‌المللی مقاومت اسلامی، جشنواره ملی خلیج فارس، جشنواره شعر آخرین امید و جشنواره قرآنی آیات و... شده است.

«هنوز قلب قلم درد می‌کند ...برگرد!»، «خورشیدهای توأمان»، «یک مشت آسمان» و «عشق‌های بی‌حواس» از جمله مجموعه‌های منتشر شده از حسنا محمدزاده محسوب می‌شوند و «کفش‌دوزک‌های دنیا دیده» و «زیر هر واژه آتشفشان است» نمونه‌ای از مجموعه‌‌های در دست انتشار این بانوی شاعر کاشانی به شمار می‌روند.

وی در این دوره از جشنواره قلم زرین نیز خوش درخشید و مجموعه شعر «خورشیدهای توامان» که دومین مجموعه اشعار آیینی‌ محمدزاده است و زمان سرودن اشعار این مجموعه به سال‌های 89 و 90 برمی‌گردد و انتشارات آرام دل آن را منتشر کرده است، برگزیده جشنواره قلم زرین شد. از اینرو گفت‌وگوی کوتاهی با این شاعر برآمده از شهر گل و بلبل، کاشان داشتیم که در ادامه می‌آید.

* زبان شعر آیینی باید با پیشینه‌های دینی باشد

با توجه به مضامین عرفانی و آیینی مجموعه خورشیدهای توأمان از دیدگاه شما شعر عرفانی و آیینی باید دارای چه شاخصه‌هایی باشد ؟

شعر آیینی در دو حوزه زبان و محتوا باید ویژگی‌های خاصی را دارا باشد. در این مقوله شعری زبان باید ملموس و روان و پیوند خورده با پیشینه‌های دینی از جمله زبان قرآن و نهج البلاغه و...  باشد. علی رغم اشتراکات زیادی که با زبان شعر در دیگر ژانر‌های ادبی دارد باید به گونه‌ای قداست محتوا را هم در بر بگیرد.

به این معنا که در این حوزه شعر نمی‌توان از هر واژه ، استعاره و ترکیبی که دست می‌دهد استفاده کرد؛ گاهی آوردن ترکیب و تشبیهی خاص در این حوزه نه تنها نمی‌تواند به بیان عمق مطلب بپردازد و رسالت شاعر را در معرفی ، مدح ، مرثیه و ....اهل بیت علیهم السلام و انعکاس پیام‌های مهم دینی به سرانجام برساند بلکه دقیقا می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد، پس می‌بینیم که شاعران در این زمینه باید دقت و حساسیت زیادی به خرج دهند. قابل ذکر است که عناصر عاطفه و تخیل هم از اهمیت کمی برخوردار نیستند.

وضعیت شعر آیینی را در جامعه امروز چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در حوزه محتوا  می‌توان شعر آیینی را از چهار جنبه سوگ، عرفان، حماسه و پیام، مورد بررسی قرار داد. آنچه در شعر آیینی امروز بارز است بیشتر به جنبه سوگ پرداخته شده است در حالی که باید به لایه‌های درونی‌تری پرداخته شود که نهایتا به انتقال پیام به مخاطب و برانگیختن روحیه حماسی  مبارزه با ظلم و نهایتا امید به پیروزی در ذهن مخاطب ختم شود(همان پیروزی همیشگی حق بر باطل) اما به طور کلی وضعیت شعر آیینی را مخصوصا در چند دهه اخیر که همگام با پیروزی انقلاب بوده است روندی رو به رشد ارزیابی می‌کنم.

 

*مسئولان فرهنگی و صاحب قلمان مبانی ارزشی جامعه را مورد بازبینی و ترمیم قرار دهند

فکر می کنید تا چه اندازه در ادبیات ما به شخصیت این بزرگواران ادای دین شده است؟

با توجه به اینکه جوانان امروز به دنبال الگوی عملی مناسبی برای زندگی خود می‌گردند و نمی‌توانند در نهایت راه روشنی را پیدا کنند و با وجود اینکه اخلاق عملی اهل بیت علیهم السلام و زندگی  ایشان مناسب‌ترین الگو برای درس گرفتن جوانان است ولی متأسفانه با فراموش شدن برخی ارزش‌ها از متن جامعه و الگو پذیری از غرب سیره اهل بیت نیز در حال کمرنگ شدن است و  فکر می کنم بر مسئولان فرهنگی و صاحب قلمان است  که مبانی ارزشی جامعه را بیشتر مورد بازبینی و ترمیم قرار دهند.

*شناخت عمیق و همه جانبه اسلام و اهل بیت مهمترین وظیفه شعرای آیینی

به نظر شما مهمترین وظیفه شعرای آیینی در زمینه پرورش و جهت‌مند کردن اشعارشان چیست ؟

می‌دانیم که مهمترین وظیفه شعرای آیینی در وهله اول شناخت عمیق و همه جانبه اسلام و اهل بیت است. از آن جهت که شناخت سطحی می‌تواند به کج فهمی منجر شود اگر قرار باشد شاعر معرفت دینی خود را از متون عرفانی گوناگون و واسطه‌های دیگر دریافت کند که ممکن است شاخصه‌های اسلام اصیل را به همراه نداشته باشند می‌تواند در نهایت ما را به شعر های آفت پذیر برساند. پس لازم است با حساسیت بیشتر  و الزامات و مؤلفه‌های پرهیزی  در زمینه زبان و محتوای اشعار به تلاش و  تکاپو بپردازیم.

*شعرهای عرفانی از چشمه وحی و از ناخودآگاه سوزان شاعر سرچشمه می‌گیرند

در مورد حال و هوای سرودن شعرهای این کتاب و انگیزه سرایش آن بگویید.

شعرهای عرفانی غالبا از چشمه وحی و از ناخودآگاه سوزان شاعر سرچشمه می‌گیرند. من هم در این زمینه فقط از دور دستی بر آتش داشته‌ام، اما شعرهای آیینی غالبا در مناسبت‌های خودشان اعم از سالروز شهادت وتولد اهل بیت و تحت تاثیر حال و هوای همان روزها سروده شده‌اند. در مورد انگیزه سرایش، اغراق نکرده‌ام اگر بگویم من «خدا» را ملموس‌تر از همیشه و بیشتر از همه جا در دنیای آرام شعرهایم پیدا می‌کنم و این می‌تواند بزرگترین انگیزه و جاذبه برای سرودنم باشد.

توضیح کوتاهی درباره این مجموعه می‌دهید؟

این مجموعه شامل دو فصل و دربرگیرنده هفتاد غزل و پنجاه رباعی است که اشعار آغازین کتاب غزل‌هایی با مضامین توحیدی و مناجات دارد و بقیه اشعار به ترتیب به چهارده معصوم و فرزندان عزیزشان تقدیم شده است که نهایتا به غزل‌های انتظار ختم می‌شود.

شعری از این مجموعه را برای ما می‌خوانید؟

 این شعر با نام «خطبه‌های پریشانی» تقدیم به پیشگاه والای امام حسین (ع) می‌شود:

آمد و در دل ِ باد پیچاند ، بوی لب‌های قرآنی‌اش را

در نگاه ِ ترک خورده‌ی خاک، دید ساعات پایانی‌اش را

او که نامش کلید نجات است، مظهر ِ«قَد اَقمتَ الصّلاة» است

کشتی نوح آورده تا عشق، طی کند راه طوفانی‌اش را

نامه‌ی کوفیان نینوا شد، هیزم آتش خیمه‌ها شد

تا مزین کند با لب ِ تیغ، صحنه‌ی سرخ مهمانی‌اش را

خشم را کینه می‌داند و بس، آهِ در سینه می‌داند و بس

آمده تا به پایان رساند، راه ِ تاریک و طولانی‌اش را

خون به پیشانی آسمان ریخت، اشکِ گودال و مسجد، درآمیخت

زمزمه کرد نهج البلاغه، خطبه‌های پریشانی‌اش را

می‌روی بی تو دنیا یتیم است، حال ِ دُردانه‌هایت وخیم است

روز ِ تفسیرِ «ذبح ٍ عظیم» است، تشنه آورده قربانی‌اش را

خون ِ گرمت ستون جهان شد، دُ رِّ گنجینه‌ی آسمان شد

نور می‌خواست آذین ببند، با حضور تو  پیشانی‌اش را

*در جشنواره قلم زرین خودِ شعر مورد بررسی قرار گرفته است

نظرتان در مورد داوری این دوره از جشنواره قلم زرین چیست ؟

نمی توان بدون مطالعه دیگر آثار رسیده یا لااقل آثاری که به مرحله نیمه نهایی راه پیدا کرده‌اند در این زمینه نظر داد. البته من مجموعه «صبح بنارس» استاد علیرضا قزوه را  که به نظرم مجموعه‌ای فاخر و بی نظیر است را به طور کامل مطالعه کرده‌ام و از بیت‌های ناب و خواندنی‌اش حظ برده‌ام. اما مهمترین چیزی که می‌تواند اکثریت را به قضاوت آگاهانه و رعایت عدالت در این زمینه امیدوار کند دیده شدن آثار جوان تر ها در کنار بزرگان و پیشکسوتان است. با توجه به اینکه چهار مجموعه از شش مجموعه راه یافته به مرحله نهایی آثار شاعران جوان را در بر گرفته  می‌توان پی برد که خود ِشعر مورد بررسی قرار گرفته و این مسأله کم اهمیتی نیست.

از مسوولان و سردمداران فرهنگی و مخاطبان شعر امروز چه انتظاری دارید ؟

تمام خواسته من این است که به هنرمندان اعتماد کنند و فضایی باز و آرام برای آزادی قلم  و اندیشه شعرا فراهم کنند. چرا که شعر گویاترین و ماندگارترین زبان جامعه بوده و خواهد بود و اولین هنری ست که می‌تواند همه مضامین و دردها را در لایه های درونی‌اش بگنجاند و از پنجره تازه‌ای به دنیا نگاه کند و زیبایی های زندگی را از همین زاویه به دیگران نشان دهد. از نزدیک شاهدیم که تعداد زیادی از کتاب ها طولانی‌تر از آنچه باید، در انتظار مجوز می مانند و گاهی هم با حذف و اضافه‌های ناخوشایندی روبرو می‌شوند. چه خوب می شود که ممیزی نشر را به مولفان یا لااقل به ناشران بسپارند.

کسانی که در عرصه دشوار قلم قدم می‌گذارند و با وجود تمام سختی‌ها و ندیده شدن‌ها و انزواها به عشق مخاطبانشان از هیچ تلاشی مضایقه نمی‌کنند چه انتظاری می‌توانند داشته باشند جز خوانده شدن و جاودانه کردن هویت و فرهنگ و تمدن ایران .

چرا باید کتاب هایمان در تیراژ پایین به چاپ برسند ؟ در حد هزار یا نهایتا دو هزار نسخه باقی بماند و مدت‌ها در دفتر نشرها باقی  بمانند آنهم وقتی که این رقم در کشورهای دیگر به پنجاه هزار نسخه می‌رسد؟ البته یکی از آفت های تأثیر گذار در این زمینه می تواند کمبود نقد ادبی و مجلات معتبر و پر تیراژ برای معرفی کتاب باشد.

و در آخر...؟

با توجه به اینکه چهار دهم تیر ماه روز قلم نامگذاری شده یاد و نام تمام صاحب قلمان بالاخص آنهایی که در سال گذشته بدرود حیات گفتند را ارج می نهم.

حسنا محمدزاده


 

 


     ایران بهره مند از بستر فرهنگی و ادبی عظیمی است و در تاریخ خود شاعران بزرگی را جای داده است، با توجه به این ریشه ادبی مشاعره چه کارکردهایی در جامعه می تواند ایفا کند؟


     شعر، ریشه در فرهنگ ایرانی دارد و کمتر فرد ایرانی را می توان پیدا کرد که شعری را حفظ نباشد و در زندگی از آن استفاده نکرده باشد . شعر، جدا از  حکمت ها و فلسفه هایی که در خود  نهفته دارد ، می تواند کارکردهای روان شناختی داشته باشد  و باعث ایجاد آرامش شود. تا آنجا که بسیاری از درس های آموزنده در زمینه های مختلف  و گاهی هدفمند شدن ذهن های آگاه و تغییر مسیر حرکت از بیراهه ها به واسطه یک بیت شعر در انسان شکل می گیرد و می تواند در ذهن و روح او تأثیر شگرفی داشته باشد. و اینکه ذائقه و طبع شاعرانه و علاقه به شعر و ادبیات در ذات ایرانیان نهادینه شده است حقیقتی ست انکار ناپذیر .تا جایی که در دنیا جدا از تاریخ درخشان و پیشینه ی قوی فرهنگی و توانمندی های علمی ، ایران را به با شعر هم می شناسند. در این میان، مقوله مشاعره در دستگاه های مختلف و برنامه های متنوع اعم از آموزش و پرورش قدمی تأثیر گذار  برای الفت و نوجوانان  و جوانان با شعر است.تا آنجا که می تواند باعث ریشه دواندن این هنر  در وجود افراد شود و گاهی می تواند در آینده ای نه چندان دور به ثمر بنشیند

 


     مشاعره در آشنایی نسل های جدید با ادبیات چه نقشی دارد؟

مشاعره بسترساز آشنایی نسل‌ها با ادبیات و پیشینه ی فرهنگی غنی ایران زمین است  و در این زمینه نقشی مهم و غیر قابل انکار دارد تا جایی که می تواند نقطه ی شروعی برای استعدادهایی باشد که بی آنکه بدانند ذوق سرودن دارند  و باعث زدن جرقه ای در نهاد شان می شود تا بتوانند استعداد خود را کشف کنند؛



     در سنت و پیشینه ما شعر رسانه قوی بوده است و رواج شعر نقش پررنگی داشته است، شعر در جامعه ما در میان ادیبان و ادب دوستان و همچنین توده‌های مردم به شیوه‌های مختلفی مانند نقالی شاهنامه، شعر خوانی در قهوه خانه، پرده خوانی و همچنین مشاعره نفوذ کرده بود، به نظر شما چه عواملی باعث شده است موضوع مشاعره کمتر مورد توجه قرار بگیرد؟

 کار فرهنگ و ادبیات فقط باید به دست متخصصان در این حوزه اداره شود به نظر من حتی کارمند، کارگران و مسئولان هماهنگی نیز باید از ادبیات سررشته داشته باشند، تهیه کنندگان برنامه های ادبی نباید تهیه کنندگان عام باشند با این تعابیر هر کس نباید در حوزه ادبیات برنامه تولید کند مگر متخصصان در این زمینه ، البته در مسائل دیگر هم باید همین طور باشد اما چون زبان فارسی به نوعی وحدت ما رادر بر می گیرد از اهمیت زیادتری برخوردار است.


     مشاعره می تواند در تدوام شعر جامعه ما اثری داشته باشد؟


     آنچه مسلم است این است که با شعر می توان در جامعه آرامش برقرار کرد، با شعر می توان مضامین قرآنی را بیش از پیش در اذهان مردم جای داد به همین دلیل تولید برنامه هایی چون  «مشاعره» می تواند در حوزه شعر طیف بزرگی از جامعه را به خود جذب کند.


     متأسفانه هنوز در حوزه شعر کاری اساسی که به پیشبرد آن کمک عمده ای شود و به استعداد یابی بیانجامد صورت نگرفته است. در سیستم فرهنگی ما  شعر جایگاه عمده ای  ندارد، در نهادهایی همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و حوزه هنری هنوز برنامه‌ی هدفمندی  برای شعر ارائه نشده در  این میان  تنها به برگزاری جشنواره‌های ادبی می توان اشاره کرد که البته این روند تنها در تقویت و جهت مند کردن توان شعری می تواند تأثیر داشته باشد و تآثیر چندانی در پرورش و شناسایی استعدادهای نهفته ندارد


     ترویج مشاعره باید از کجا آغاز شود؟ صدا و سیما یا آموزش و پروش و یا نهادهای دیگر؟


بی تردید دامنه مسائل فرهنگ به وی‍ژه شعر و ادبیات در مملکت ما وسیع است . طی سال ها ی اخیر شاهد برگزاری برنامه هایی چون نقد شعر و مشاعره بوده ایم قاعده برگزاری برنامه های نقد شعر و مشاعره این است که چه در آموزش و پرورش و چه در صدا و سیما ، در آن از شاعران زبده و کاردانی که در مصدر کار هستند ، استفاده شود .تا بتوانند بیشترین بازدهی را داشته باشند و به آسیب شناسی شعر بپردازند

مسلما تلویزیون می تواند نه به عنوان یک تولید کننده صرف بلکه به عنوان رسانه ای ملی که عموم مردم با آن سروکار دارند در این زمینه جوابگوی سلایق مخاطبان خود نیز باشد .

اگر چنین روشی در پیش گرفته شود تردیدی نیست که برنامه هایی از این دست نه تنها در داخل کشور بلکه در شبکه های فارسی زبان دیگر نیز با استقبال خوبی مواجه  می شود  .

البته آموزش و پرورش هم خصوصا در مقاطع راهنمایی و متوسطه می تواند در این زمینه موثر واقع شود که باید نگاه جدی‌تری به این مقوله داشته باشد و مشاعره را در برنامه‌های درسی  جای دهد



    درباره مشاعره با شعرها نو و سپید چه نظری دارید؟

انکار نمی کنم که خصوصا  در دهه های اخیر تمایل  به شعر سپید، نیمایی نه تنها بین شعرا بلکه در عموم مردم  زیاد  شده است، اما هنوز اکثریت مردم با شعر موزون ارتباط بهتری برقرار می‌کنند و ذهن ها برای به خاطر سپردن شعر کلاسیک آماده ترند تا شعر سپید ؛پس می توان نتیجه گرفت که هنوز هم مشاعره با شعر کلاسیگ شور دیگری می تواند داشته باشد

در سال‌های اخیر رسانه‌ها رشد زیادی داشته‌اند اما از ابزارهای مدرن در عرصه شعر استفاده نشده است، در این میان حرکتی که شبکه آموزش سیما در عرصه شعر و مشاعره چندسالی است آغاز کرده است، جای خالی مشاعره در رسانه ها چه آسیب هایی را به همراه داشته است؟

بررسی جایگاه و نقش زبان و ادب فارسی در برنامه‌های تولیدی و خبری رسانهٔ ملّی نشان می دهد که آنگونه که شایسته است به شعر بها داده نشده است رسانه ی گسترده ای مانند سیما نباید تنها وسیله ای برای سرگرمی و وقت گذرانی به نظر بیاید بلکه می تواند به عنوان عمده ترین وسیله ی آموزشی بین تمام اقشار جامعه شناخته شود

تقویت زبان فارسی در رسانهٔ ملّی، پاسداشت شعر و جایگاه شعرا در فرهنگ سازی از مسائلی ست که می تواند  با ایجاد دغدغه در مدیران صدا و سیما نسبت به زبان و ادب فارسی، تشکیل کارگروه مشترک و بررسی ظرفیت‌های موجود برای  تقویت آموزش زبان و ادب به نتیجه ی مثبت برسد

ما سرچشمه های جوشان و مخاطبان علاقه‌مند گسترده‌ای در حوزه شعر داریم که باید با شیوه‌های به‌روز، پل ارتباطی میان آن‌ها برقرار کنیم.



     عموما نگاه به مقوله شعر در صدا و سیما نگاه تفننی است که کنداکتور برنامه‌ها را پر می کند، در این میان برنامه مشاعره شبکه آموزش با حضور مجری توانمندی مانند اسماعیل آذر جدی‌ترین برنامه‌ای است که نگاه تخصصی به شعر دارد و سعی بر تنوع بخشی دارد، خود شما به عنوان یک شاعر چقدر از این برنامه استقبال می کنید؟


     اسماعیل آذر، میان اهالی ادبیات چهره شناخته شده ای است، اجرای او در برنامه «مشاعره» فرصتی ایجاد کرد  تا در مورد جایگاه شعر در میان عموم مردم و همچنین برنامه سازی در این زمینه قدم مثبتی برداشته شود


     این برنامه ، زمینه ای برای  نشر حکمت و معنویت از طریق شعر بود که تا حدی هم به  خواسته خود رسید البته هنوز تلاش ها کافی نیست، زیرا برای ایران که قطب فرهنگی جهان است صدا و سیمایش باید به شعر بیشتر بپردازد و آن را در شبکه های مختلف گسترش بدهد. امیدوارم با مشارکت سازمان ها و یا نهادهایی که دل در گرو فرهنگ ایرانی اسلامی دارند بتوان به آینده ای درخشان امیدوار بود


از وقت و حوصله ای که برای این گفتگو به خرج دادید سپاسگزاریم .



حسنا محمدزاده

 

یا ابوالفضل (ع)                       

 

به دریا آشنا کن خاک خشک این طرف ها را !

پر از دُر وجودت کن دل سرد صدف ها !

 

برو ای مرد ! دریا چشم در راه است مشکت را

بیاور تا سکوت خیمه های بی رمق ، شور و شعف ها را

 

صدای گرگ های صف به صف از دور می آید

برو آهوی صحرایی ! به هم آشوب صف ها را

 

یتیمانی که تا دیروز فرزند علی بودند-

همین هایند؛ حتما دیده ای این ناخلف ها را

 

دو دستت را ببر با خود ! نگاه خسته ات را هم !

مهیا کن برای تیر نامردان هدف ها را!

 

میان تیغ ها و نیزه ها جشنی شده بر پا

به گوش بادها پیچانده ضرب آهنگ دف ها را

 

همیشه رو به ساحل می برند امواج سر گردان

برای دیدن لب های بی تابت صدف ها را

موافقین ۰ مخالفین ۰ 02 March 12 ، 13:19
حسنا محمدزاده

 

السلام علی قلب زینب الصبور


گریه کن تا غمت سبک بشود!گریه کن خیمه های ویران را!

می دَوانی کدام سوی زمین،چشم های هنوز حیران را؟

 

خاک ها را که خون به دل کردند، آب را تا همیشه گِل کردند

آتش کینه هایشان سوزاند،تکه های دل بیابان را

 

آب، در آرزوی لب هایت،"و اِذا البحرُ سُجّرت" می خواند

آب ،حس کرده بود روی سرش ، پنجه های سیاه توفان را

 

طاقتت را زیاد کن بانو! پای  لب های خیزران خورده

چوب ها ! لااقل نگه دارید، حرمت آیه های قرآن را

 

جز تو راز دل محرم را، هیچ کس برملا نخواهد کرد

راز پروانه های بی بال و ... غنچه های بدون گلدان را

 

ذوالفقاری که بر لبت داری، سنگ معیار عدل خواهد شد

با ترازوی سکه می سنجند، کوفیان فرق کفر و ایمان را

 

خواهری مثل کوه می خواهند، رودهای رسیده تا دریا

کوه مانده که ماندگار کند، چشمه های بدون پایان را




موافقین ۰ مخالفین ۰ 23 February 12 ، 13:14
حسنا محمدزاده


گفتگویی با خانم حسنا محمدزاده شاعر اشعار حماسی:


1.مقام معظم رهبری از هشت سال دفاع مقدس به عنوان گنجینه ای تمام نشدنی یاد کرده اندچه پیشنهادی برای بهره برداری از این گنجینه برای آیندگان دارید؟

 

نگذاریم ارزش های دفاع مقدس به فراموشی سپرده شوند.

مهم این است که آیندگان با سیره ی زندگی شهدا آشنایی پیدا کنندو بدانند که آن ها در چه راهی قدم نهاده اندو جانشان را برای بدست آوردن چه ارزش هایی در طبق اخلاص نهاده اند زنده ماندن یاد و خاطره ی شهدا خوب است اما خوب تر از آن اشاعه ی اعتقادات و اهداف آن هاست.

همان طور که حماسه ی عاشورا برای همیشه در قاموس روزگار می درخشدباید یاد و سیره ی زندگی کسانی که تا پای جان در راه مقتدای خود و حفظ اسلام ناب، مقاومت کردند و پس از قرن ها یاد آور حماسه ی عاشورا شدند نیز  زنده بماند  و در سینه ی ایران همچون قلبی تپنده در تمام قرون  بزند و تاریخ را با چراغی که روشن کردند آذین ببندد

 

2.از چه طریقی می توانیم فرهنگ دفاع مقدس را گسترش دهیم، چه پیشنهادی در این زمینه دارید؟

 

باید درون مایه ی کارمان را افزایش دهیم.اگر قلمی در دست داریم و می نویسیم داستان ، خاطره و یا شعری باشد که تصویر واقعی شهدا را منعکس کندو بتواند با همه ی نسل ها ارتباط برقرار کندتا همه بدانند که آنها که بودند و چه کردند

اگر فیلم یا مستندی می سازیم به گونه ای با شد که ایمان ، ایثار، استقامت ، صبر و شجاعتشان را به تمام معنا به نمایش بگذارد.

مبادا به خون شهدا خیانت شود

اگر چه کار دشواریست، اینکه سخن از یک گوشه ی تاریخ  جنگ ، افتخار ،مظلومیت و شهادت  به میان آید آن هم بر اساس اخبار و روایات شنیده شده.

که حق مطلب را ادا کردن، واقعیت ِهمان لحظات و روزها  و همان حالات و روحیات را می طلبد.  یعنی اگر آدم بخواهد حق مطلب را تمام و کمال ادا کند باید قدرت ماوراء الطبیعه داشته باشد تا آن حقایق را به فعلیت برساند اما همین تلاش ها هم ستودنی ست همین تلاش هایی که باعث شده جوانان امروز با اینکه جنگ را لمس نکرده اند با نگاهی عمیق و فارغ از پیش داوری  به زشتی ها و زیبایی های هشت سال جنگ و حماسه بپردازند واثرات ماندگاری را خلق کنند.

 

 

 

 

 

3. ضرورت آشنایی نسل سوم و چهارم انقلاب با دفاع مقدس از نظر شما چیست؟

 

آشنایی نسل های بعد و بعد تر با این حقیقت زنده ضرورتی انکار ناپذیر است با توجه به بُعد زمانی طی شده از دوران جنگ تا به امروز تفاوت و فاصله ی زیادی بین جوانان نسل امروز و نسل انقلاب احساس می شود.

آن ها چگونه زندگی می کردند؟...جوانان ما چگونه زندگی می کنند ؟...

آنها چه اعتقاداتی داشتند و اینها چه اعتقادی دارند؟...

آن ها برای به دست آوردن چه ارزش هایی تلاش می کردند ؟... اینها چه ؟...

اگر امروز شرایطی مشابه با زمان جنگ پیش بیاید جوانان ما چگونه برخورد می کنند؟

آیا خاضعانه جانشان را در طبق اخلاص می گذارند؟

همین تفاوت های عمده و به ظاهر بی اهمیت است که ضرورت آشنایی نسل های بعد را با  دفاع مقدس و جوانان انقلاب مشخص می کند.

 

4.ارزیابی شما از میزان تاثیر گذاری جشنواره فرهنگی هنری ره آورد سرزمین نور در عرصه ی فرهنگی هنری کشور چیست؟

 

خوشبختانه یکی از برنامه هایی که می تواند تاثیر زیادی در ارتباط نسل امروز با دوران جنگ داشته باشد همین جشنواره ها هستند

همین جشنواره ها هستند که در این زندگی های اداری ما را به فکر وا می دارند تا کمی به گذشته برگردیم و تاریخ را با چشم دیگری ورق بزنیم .

دنبال زندگی نامه ی شهدا برویم خاطراتشان را بخوانیم ، داستان هارا زیر و رو کنیم و برای مدتی هرچند کوتاه با آن ها زندگی کنیم ، در هوایشان نفس بکشیم و به یاد و عشقشان قلم بزنیم و قدم برداریم.

 

5.به نظر شما و ظیفه نهادهای فرهنگی هنری کشور چون اداره فرهنگ و ارشاد در رابطه با این جشنواره چیست؟

 

باید کمک کنند این برنامه و برنامه های نظیر آن هر سال از سال قبل با شکوه تر و وسیع تر برگزار شود و صدایش به گوش همه برسد تا مبادا گذشت زمان چون تلی از غبار روی ارزشهایمان را بپوشاند.

 

 

 

 

 

 

6.برای برگزاری این برنامه به صورت ملی چه پیشنهادی دارید؟

 

به نظر من اگر رشته های هنری جشنواره را افزایش دهند تا گروه های مختلفی از آن بهره برداری کنند در تمام اقشار جامعه سریع تر انعکاس داده می شود و هنرمندان و جوانان زیاد تری از آن استقبال می کنند

 

7.تعریف جشنواره از نظر شما در یک جمله ؟

 

قدمی وسیع به سوی آینده ای روشن

حسنا محمدزاده