گفتگوی خبرگزاری ایکنا با حسنا محمدزاده
«زن آتش» برآیند دردها و سخنان همه زنان است
برگزیده بخش شعر نوی جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران گفت: اثر «زن آتش» از دریچه نگاه یک زن به جهان مینگرد، اما نه از دریچه نگاه زنی خاص، برای مثال خود شاعر؛ گفتنیها میتواند برآیند افکار، دردها و سخنان تمام زنان روزگار باشد.
حسنا محمدزاده، متولد ۱۳۶۱ از شاعران خطه کاشان و مؤلف مجموعههایی نظیر «هنوز قلب قلم درد میکند... برگرد!»، «عشقهای بیحواس»، «یک مشت آسمان»، «خورشیدهای توأمان»، «جوهر جان»، «سربهمهر»، «زیر هر واژه آتشفشان است»، «قفستنگی»، «پریروز»، «سرمشق» و «زن آتش» است. محمدزاده نامزد دریافت جایزه سال ٢٠١٠ و ٢٠١١ میلادی از دانشگاه لندن (بنیاد ژاله اصفهانی) و همچنین برگزیده سیزدهمین دوره جایزه کتاب فصل، چهار دوره جایزه کتاب انقلاب، جایزه کتاب سال قلم زرین، جایزه کتاب سال الوند، جایزه پروین اعتصامی و جایزه حسین منزوی شده است. انتخاب کتاب «زن آتش» در بخش شعر نوی جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در هفتم اسفندماه جاری از سوی هیئت داوران این جایزه، افتخار دیگری در کارنامه این شاعر کاشانی محسوب میشود. به همین مناسبت، خبرنگار ایکنا از اصفهان گفتوگویی با وی انجام داده که متن آن را در ادامه میخوانیم.
ایکنا ـ اثر «زن آتش» چگونه شکل گرفت و چه عوامل یا الهاماتی در روند خلق این اثر مؤثر بود؟
«زن آتش»، تازهترین مجموعه شعر من است که سال ۱۴٠۲ از طرف انتشارات ایهام منتشر شد. قبل از آن و در سال ۱۳۹۷، کتاب «پریروز» منتشر شده بود. در این فاصله، کتاب شعری از من منتشر نشد و این نخستین باری بود که فاصلهای پنج ساله میان انتشار دو اثرم افتاد.
دغدغه من در این کتاب با دغدغههای روحی و فکریام در مجموعههای گذشته کاملاً متفاوت است. در این کتاب، جهان حسی، اندیشگی و خیالی متفاوتی تجربه کردهام. قالب این اثر هم با مجموعههای قبلی فرق دارد. آنها منحصراً غزل بودند، گاهی هم ترکیبی از قالبهایی چون غزل، رباعی، مثنوی، ترکیببند و...؛ اما در این کتاب، قالب نیمایی غلبه دارد و شعرها هم از لحاظ اندیشه و هم از لحاظ تخیل در جهان متفاوتی شکل گرفتهاند.
موقع خلق این اشعار، هیچ دغدغهای جز خود شعر نداشتهام، نه عجلهای برای چاپ کتاب در کار بوده و نه عطشی برای دیدهشدن و خواندهشدن؛ درست به همین دلیل بود که در طول این پنج سال با وجود میل شدیدی که گاهی در شاعران برای به اشتراک گذاشتن اشعار جدیدشان با مخاطب ایجاد میشود، هیچ یک از اشعار این مجموعه در فضای مجازی منتشر نشد.
درباره عوامل و الهامات خلق اشعار باید بگویم که من در فواصل سرودن این ۷۰ شعر، احوال متفاوتی تجربه کردهام که گاهی حتی کاملاً متضاد بودهاند. دردها، حرفها و اندیشههایی که اغلب بدون آگاهی و قصد قبلی بهصورت ناخودآگاه، لباس شعر پوشیدهاند.
ایکنا ـ اشاره کردید که در این کتاب، قالبهای نو غلبه دارد. به نظر شما وضعیت کنونی شعر نو در ایران چگونه است و چه چالشها و فرصتهایی در این زمینه وجود دارد؟
این حوزه هم اشعار نیمایی را دربرمیگیرد که موزون است و هم اشعاری را که موسیقی بیرونی، یعنی وزن و نیز موسیقی کناری، یعنی قافیه و ردیف ندارد؛ اما طبیعتاً باید موسیقی درونی داشته باشند. اگر ما آثار اشخاصی چون شاملو را ملاحظه کنیم، میبینیم که آثار وی نیز بدون موسیقی نیست.
متأسفانه اکثر آثاری که در حوزه شعر نو تولید میشود، فاقد مؤلفههای شعری لازم است. توجه کنید برای اینکه شاعرانگی آثار حفظ شود، لازم است که شعر از عناصر خیال، اندیشه، عاطفه و موسیقی به میزان قابل توجهی بهرهمند باشد. از میان این چهار عنصر، وقتی موسیقی را کنار میگذاریم، مؤلفههای دیگر باید آنقدر قوی و غنی باشد که جای خالی موسیقی را پر کند.
ما در شعرهای سپید، گاهی فقط غلبه حس و فضاهای رمانتیک را میبینیم که آن هم چندان تازگی ندارد و گاهی هم فضایی خیالانگیز غالب است؛ اما خیالی بیسر و ته و بیهیچ حس و اندیشهای. به استثنای معدود عزیزانی که بسیار خوب در این حوزه قلم میزنند و موفق هستند، اغلب آثاری که بهخصوص از سوی جوانان تولید میشود، شعریت لازم را ندارد، مخصوصاً آثار شاعرانی که با پیشینه شعر فارسی نیز ناآشنا هستند.
همین مسئله سبب شده که روزبهروز سطح آثار تولیدی در حوزه شعر نو، ضعیفتر شود. یکی از پیامدهای این اتفاق، این است که مخاطبانی که به سمت شعر نو میروند، نمیتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و این را به پای کلیت شعر معاصر میگذارند و احساس میکنند که شعر معاصر در مقایسه با شعر کهن، تهی و بیمایه است، در صورتی که ما وقتی آثار بزرگان معاصر، یعنی کسانی مثل سهراب، اخوان، فروغ و... را بررسی میکنیم، آنها را پرمغز مییابیم.
امروز مردم به سبب این شکاف ایجادشده، بیشتر به شعر شاعران کهن اقبال نشان میدهند یا به آثار کسانی که همان مطالب کهن را به زبانی نو بیان میکنند و در حقیقت چیز تازهای ندارند و ردی از دنیای امروز، انسان امروز و اندیشه و تخیل نسل امروز را در آثارشان نمیبینیم.
ایکنا ـ درباره کتاب «زن آتش» توضیح دهید. پیام اصلی و محوری این اثر چیست؟
«زن آتش» از دریچه نگاه یک زن به جهان مینگرد؛ اما نه از دریچه نگاه زنی خاص، برای مثال خود شاعر. گفتنیها میتوانند برآیند افکار، دردها و سخنان تمام زنان روزگار باشد. شاید در شعری از این مجموعه، کلمات مختص زنان وجود نداشته باشد؛ اما مخاطب از گفتنیها و لحن بیان مطالب دریابد که این سخنان نمیتواند حرف یک مرد باشد.
یکی از رویکردهای غالب کتاب، پرداختن به حرفها و دردهای زنان است که فقط منحصر به روزگار و کشور ما هم نیست، بلکه بیزمان و بیمکان است. اغلب مشکلاتی که زنان با آن دست و پنجه نرم میکنند، به سنتهای دست و پاگیر خانوادگی و اجتماعی برمیگردد که در طول تاریخ، زنان را محدود کرده است؛ همچنین محدودبودن نگاه خود زنان یا نبود اعتماد به نفس نیز سبب شده است تا به توانایی و قدرتهای خودشان باور نداشته باشند.
از جمله مسائل زنمحوری که در این اثر به آنها پرداخته شده، عبارت است از مسئله ناباروری زنان که در بسیاری از اقوام، زندگی آنان را با چالش روبهرو کرده و حتی سبب شده است که به ازدواج دوم همسرشان تن در دهند، مسئله کودکهمسری، چندهمسری، ازدواج اجباری، طلاق، زنان خونبس، ضعیفانگاشتن جنس زن و... .
ایکنا ـ برگزیدهشدن این اثر در بخش شعر نوی جایزه کتاب سال چه احساسی در شما ایجاد کرد؟
هر کدام از آثار من پیش از این هم در دوره خودشان در جایزههای متعددی برگزیده و تقدیر شدهاند. راستش را بخواهید، حس تازه و اعجابانگیزی ندارم، فقط تفاوت این جایزه با قبلیها در این است که در هیچ دورهای، برگزیده شعر نو نبودهام و این کتاب با وجود اینکه در آن شعر نو با کلاسیک گره خورده است، بهدلیل نگاه، اندیشه و خیال نویی که دارد، در بخش نو برگزیده شد.
البته از داوران انتظاری جز این نداشتم. بسیار مهم است که ما بدانیم نو بودن فقط بهصورت شعر نیست، چه بسا اشعاری که صورتی نو دارند و باطنی کهنه یا اصلاً تهی. مهم جان آن شعر است که نو باشد. پوسته بیرونی شعر را که کنار میزنیم، نو بودن، کهنگی و یا حتی کلیشگی شعر معلوممان میشود؛ پس هر صورت به ظاهر نویی، شعر نو نیست.
ایکنا ـ چرا این کتاب را «زن آتش» نامگذاری کردید؟
برای این کتاب در ابتدا عنوان دیگری انتخاب شده بود؛ اما وقتی انتشار آن قطعی شد، من مجدداً و برای ویرایش نهایی اشعار را مطالعه کردم و بسیار اتفاقی متوجه شدم که عنصر غالب در اشعار این کتاب از میان عناصر اربعه، یعنی خاک، آب، باد و آتش، عنصر «آتش» است. چون شعرها در فواصل متعدد خلق شده بودند، اصلاً به این نکته توجه نکرده بودم و این اتفاق، ناخودآگاه و پیشبینینشده افتاده بود.
از طرفی اشعار از دریچه نگاه یک زن به جهان هستی و براساس عاطفه، اندیشه و خیالی زنانه سروده شدهاند؛ علاوه بر اینها در این مجموعه، شعری داشتم با عنوان «زن آتش»، علاقهام به این شعر و غلبه عنصر آتش بر سایر اشعار مجموعه و زنانگی سیال در آنها، سبب این نامگذاری شد.
ایکنا ـ بهعنوان پرسش پایانی توضیح دهید اشعار شما چه خصوصیاتی داشت که عنصر آتش در آنها غالب بود؟
عنصر آتش به شیوههای گوناگون در اشعار بروز پیدا میکند. این عنصر یکی از عناصر اساطیری ماست. آتش در اساطیر ایرانی جزو نخستین پدیدههاست. ایرانیان باستان برای خشنودی فرشته آتش در آتشکدهها، چوبهای خوشبو میسوزاندند. آتش نمادی جهانی است. به باور یونگ، آتش خاموشنشدنی یکی از صفات الوهیت است.
این عنصر معمولاً بهصورت نمادین وارد فضای شعر میشود؛ یعنی یک واژه است، اما معانی گوناگونی میپذیرد و ممکن است وجه مثبت یا منفی داشته باشد. در وجه مثبت، نماد ذات باقی، نماد عشق و نماد شوق است و... . در وجه منفی، آتش غضب داریم، آتش کینه، آتش شیطان و...؛ برای مثال آتش در این بیت حافظ، «بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر/ کز آتش درونم، دود از کفن برآید»، این آتش، آتش عشق است و معنایی مثبت دارد.
در کل، آتش واژهای نمادین و نوعی دلالت رمزناک است و امکان دارد اندیشههای متعددی بپذیرد و در نهایت، با توجه به کلیت شعر، مخاطب بفهمد که آتش چه معنا و چه نقشی دارد.
زهراسادات محمدی