عنصر غالب در شعر های زن آتش
گفتگوی خبرگزاری ایکنا با حسنا محمدزاده/ 15 اسفندماه 1403
نقد زن آتش به قلم ارزشمند دکتر داودرضا کاظمی منتشر شده در خبرگزاری کتاب ایران
مقاله علمی پژوهشی «بلاغت تصویر در رباعی های بیژن ارژن»
منتشر شده در مجله «نامه فرهنگستان»/ دوره 23، شماره 6، پیاپی 94، بهمن و اسفند 1403
مقاله علمی پژوهشی «طرحواره های تصوری در مجموعه واقعیت رؤیای من است سروده بیژن نجدی»
منتشر شده در مجله «ادبیات پارسی معاصر»، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی/ دورۀ 14، شماره 2، آبان 1403
مقاله علمی پژوهشی «مضامین عرفانی در غزل های حسین منزوی»
منتشر شده در دوفصلنامه «عرفان پژوهی در ادبیات» دانشگاه علامه طباطبایی/ دوره 3، شماره 5، بهار و تابستان 1403
تحلیلی بر شعر «سوره تماشا» سهراب سپهری
منتشر شده در خبرگزاری مهر ـ 17 مهرماه 1403
سی و پنجمین شماره مجله ادبی چامه منتشر شد (پاییز 1403)
سی و پنجمین شماره مجله ادبی چامه اختصاص دارد به شعر و زندگی محمد علی بهمنی.
در بخشی از این ویژه نامه نقد حسنا محمدزاده بر شعر و دنیای این شاعر فقید منتشر شده است.
برای مطالعۀ این نقد به ادامه مطلب مراجعه کنید:
سی امین شماره مجله ادبی چامه تیر و مرداد ماه 1402
در این شماره بخش هایی از گفتگوی تخصصی چامه با حسنا محمدزاده در رابطه با شعر و دنیای ادبیات منتشر شده است
متن گفتگو در ادامه مطلب
چاپ شده در مجله شعر پژوهی (بوستان ادب) دانشگاه شیراز
تابستان 1402
چاپ شده در مجله پژوهش های دستوری و بلاغی دانشگاه قم
دوره 12، شماره 22، شماره پیاپی 22، اسفند 1401
مقاله علمی پژوهشی «زیبایی شناسی رباعی های بیژن ارژن از منظر نقد فرمالیستی»
منتشر شده در «پژوهشنامه نقد ادبی و بلاغت» / دانشگاه تهران - آذرماه 1401
حضور و شعرخوانی حسنا محمدزاده در برنامه «دیدار ماه» شبکه دو سیما
«ویژه برنامه اربعین حسینی»/ بیست و ششم شهریور ماه 1401
ضمیمه ادبی هنری روزنامه اطلاعات/ 25 مرداد 1401
چه نقش میزند این پیر پرنیاناندیش
که بس گره ز دل و جان سایه بست و گشود
سایه از دنیا رفته و بازار اعمال نظرهای سطحی بر سر شعر و شخصیت و رویکردهای سیاسی او داغ است؛ تا حدی که جوانان خامی که در جایگاه نوۀ سایهاند و به زور، مجموعه شعری متوسط منتشر کردهاند، به خود اجازه میدهند بر شعر او خط بطلان کهنگی بکشند. فضای مجازی پر است از سخنان نسنجیده همراه با یکسویهنگری و احساساتیگری که میتواند ناآشنایان به شعر را در گمان افکند. آنچه خردهگیرانِ آشنا به زیر و بم شعر را به خروش واداشته و چندان بیراه هم نیست، نزدیکی شعر سایه با ذوق حاکم بر جامعه در نفی شعر داعیهداران هنر مدرن و پسامدرن است، اما با هر عینکی که بنگریم، آنچه به جا مانده یکسره سیاه نیست، لااقل نمیتوان غزل او را با غزل تقلیدی شهریار و رهی معیری در یک سطح قرار داد؛ او نشان داده که غزل قدرت سازگاری با پارادایمهای مدرن را دارد؛ هرچند که نتوانستهباشد غزلی کاملا نو و مدرن بگوید؛ وجه تشخّص غزل او، بازآفرینی نمادهای حافظانه برای بیان استبداد و اختناق حاکم بر جامعه و پیوستن به جریان سمبولیسم اجتماعی است، تا جایی که توانسته تصاویر و تمثیلهای عرفانی و تغزلی را هم تبدیل به نمادهای اجتماعی کند و غزل را با تمام سرو صداهای حاکم بر فضای شعر، به دنیای امروز بکشاند؛ گرچه به این مسأله اذعان داشتهباشیم که از حیث استخدام واژگان، تعابیر و ساختهای نحوی، اغلب نمادها، تمثیلها و مضامین فکری متأثر از شیوۀ حافظ است.
نگریستن به هنرمند و اثر هنری با عینکی سیاه ویژگی روزگار ماست. فراموش نکنیم آنچه شاعری را در منظر همگان بزرگ میکند، علاوه بر شعر، زیست شاعرانه و داشتن وجودی است که بیشتر از سایه در معرض نور بودهاست.
حسنا محمدزاده – 19 مرداد 1401
کارگاه تخصصی شعر (در سه سطح مقدماتی، پیشرفته، نقد اشعار)
مدرس: دکتر حسنا محمدزاده
برای مشاهده ویوئو توضیحات مدرس کلیک کنید
سرفصل دوره ها:
سطح مقدماتی: آشنایی با فرم، زبان، موسیقی و خیال در شعر
سطح پیشرفته: زیباییشناسی شعر، تکنیکهای تصویرپردازی، گونههای نوآوری در زبان، جهانبینی و اندیشه
نقد اشعار: نقد شعر و طرح مباحث کاربردی آموزشی بر مبنای اشعار هنرجویان
راههای ارتباطی برای ثبت نام:
شماره تماس: 09210720236
info@naderacademy.ir
https://naderacademy.ir
در کتابی خواندم که یکی از چهرههای معروف ادب فارسی که بی گمان در انحطاط شعر همعصرانش سهم بزرگی داشته، «عنصری» است. او یکی از ضعیفترین گویندگانی است که معروف است به نداشتن دید شعری و تجربۀ حسی و عدم استطاعت بر خلق تصاویر شعری نو و در سراسر دیوان او یک تصویر تازه نمیتوان یافت؛ اما شهرت بیش از حد عنصری به استادی مسلم شعر (که حتما از کانالهای دیگری به این شهرت و قدرت رسیده بودهاست) سبب شدهاست که بسیاری از اهل ادب به اشتباه بیفتند و تصورشان نسبت به شعر دگرگون شود و همه جا سرمشق شاعری، راه و رسم عنصری معرفی شود. (شفیعی کدکنی، 1396: 526).
بی آنکه بخواهم یاد برخی شاعران هندیواره نویس روزگار خودمان افتادم که خبر صفهای طولانی فروش کتابهایشان، گوش به گوش میچرخد. آنها که شعر شناسند میدانند که در سراسر کتاب این حضرات یک تصویر یا یک اندیشۀ منحصر به خود شاعر نمی توان یافت. شعر معناگرایی که معنایش را از قرن ده و یازده بگیرد به درد همان قرن ده و یازده میخورد، حتی اگر زبانش نو باشد. شعر عارفانهنمایی که در هنرمندانهترین حالتش در همان می و ساقی و سجادهای که «حافظ» بارها از آن کار کشیده ماندهاست، برای دنیای امروز و انسان امروز چه خواهد داشت؟
من از جوانهایی که شعر شناس نیستند و در شعر گذشتگان مطالعهای ندارند و این کپیهای دست چندم را وحی منزل میپندارند توقعی ندارم. تعجب من از اساتید دانشگاهی است که اگرچه برخیشان در شعر معاصر، مطالعه و شناخت چندانی ندارند، اما لااقل شعر کهن را خوب میشناسند؛ پس چگونه نام این حضرات را در صدر تحقیقات دانشجویانشان قرار دادهاند؟! شاید امروز به عمق فاجعه پی نبریم اما قطعا آیندگان خواهند گفت که قدرتهای نامشروع عدهای مقلد شاعرنما، چه جوانانی را که به انحطاط شعری نکشاند و چه ابتذالی را که در شعر این روزگار رقم نزد.
حسنا محمدزاده- 24 خرداد 1401
حتما داستان «لباس جدید پادشاه» اثر «هانس کریستین اندرسن» نویسندۀ دانمارکی را خوانده اید. ماجرا از این قرار است که پادشاهی به خیاط ها سفارش لباس متفاوت و فاخر می دهد. دو خیاط شیاد از موقعیت سوء استفاده می کنند و می گویند ما متفاوت ترین و زیباترین لباس را می دوزیم، اما آدم های احمق نمی توانند آن را ببینند. شاه و وزیر و درباریان از ترس اینکه انگ احمق بودن بخورند، خودشان را به آن راه میزنند و از زیبایی لباس ندیده و نبوده تعریف میکنند و به این واسطه، شاه عریان راهی شهر میشود.
حکایت بسیاری از شعرها و کتابهای روزگار ما،شده حکایت «لباس جدید پادشاه».
می گویند خوب است، لابد خوب است که می گویند و لابد اگر بپرسیم خوبی اش کجاست؟ می گویند تو احمقی و نمی بینی. حالا باید پرسید با کدام چشم بصیرت روشن شده در درونتان، خوبی ها و زیبایی های نداشته را دیده اید که ما نمی توانیم ببینیم.
حسنا محمدزاده- 20 اسفندماه 1400
در همهمهها گم شدم از تیررس تو
ای زندگیام بسته به هرم نفس تو!
قیچی شده بالم تو بگو از که بنالم؟!
قسمت شده هرگز نپرم از قفس تو
از وسعت تنهاییام آنقدر بگویم
تنها کس من بودی و من هیچ کس تو
شام شب و صبحانهی من بوده، نبودت
کی میرود از روی لبم طعم گس تو؟
شرمندهام از مورچههایت فقط ای مرگ!
از من چه به جا مانده برای هوس تو؟
من منتظرم، منتظر لحظهی رفتن
دنیا چه قدر مانده به بانگ جرس تو!؟
بس حلقه زدم بر در و حرفی نشنیدم
من هیچکسام یا که در این خانه کسی نیست
بیدل
بیا از خیر من بگذر که شهری زلزلهخیزم
که دائم با گسلهای دلِ تنگم گلاویزم
بیا از خیر من بگذر که رستاخیز اندوهم
که شبها اسکلتهای جنون را برمیانگیزم
که من معشوقهی یک ایل مردِ نیمهویرانم
که من معشوقهی یک ایل مردِ نیمهچنگیزم
مرا در خمرهاش انداخت روزی دائمالخمری
اگر حالا مِیام در استکانهای تو میریزم
به عقد خود درآوردهست لبخند تو روحم را
اگرچه همسرِ آیینه و دریا و پاییزم
سکوتم خیس شد، سقف خیالم خیس، حالم خیس
تو سرمیرفتی از بیخوابیِ چشمان لبریزم
تمامم کن که بیساعتترین روز خدا هستم
بپرهیز از من و بگذار از عشقت بپرهیزم
برآورید سر از خاک دانههای عزیز!
نشان دهید خدا را نشانههای عزیز!
خزان وزیده و تاراج کرده مزرعه را
قسم به جیب تهیتان خزانههای عزیز!
چقدر قحطی مردانگیست در کوچه
جنین مرده نزایید خانههای عزیز!
امان دهید به گنجشکهای مستأجر
در این گرانی بیرحم لانههای عزیز!
به این زمانهی ژولیده و شب پرپشت
دوباره نظم ببخشید شانههای عزیز!
به یاری من و چشمان سرکشم بروید
برای هقهق امشب، بهانههای عزیز!
حالا تو مراد منی و شعر، مریدت
حالا نفسی میشود آیا نکشیدت؟!
هر بار گره خورد نگاهت به نگاهم
یک چشم به حرف آمد و یک چشم شنیدت
دلبستگی ساقهی خشکیده و ریشهست
دل بستن انگشت من و موی سپیدت
بیعطر تنت سخت پریشانم و ای کاش
میشد کمی از حجرهی عطار خریدت
ای شانهی تو خانهترین خانهی ممکن!
سرمستم و در دست من افتاده کلیدت
دل را به تنم میکنم و با تو میآیم
پیراهن بخت است الهی به امیدت!
حسنا محمدزاده
مقالهی علمی پژوهشی «گونه های نوآوری در غزلهای منوچهر نیستانی» چاپ شده در «مجلهی ادب فارسی» / دانشگاه تهران
نقد و تحلیل کتاب «در کوچه باغ های اصفهان» سروده ی دکتر «نادر ابراهیمیان» را بخوانید در :
نقد و تحلیل کتاب «گاهی دلم برای خودم تنگ میشود» سروده ی استاد «محمدعلی بهمنی» را بخوانید در:
برای مشاهده ویدیو روی عکس کلیک کنید
نقد و تحلیل تخصصی آقای «حمزه محمدی» بر «کتاب پری روز» را بخوانید در:
متن کامل مقاله در ادامه مطلب: